
بعضی ها تمایل دارند فقط با اقربا و دور و بری ها معاشرت داشته باشند! آن ها از میان همسایه ها و دوستان و آشنایان همسر اختیار می کنند، خریدهای خود را از سوپری و بقالی سر کوچه انجام می دهند و برای کوتاه کردن و اصلاح و آرایش و پیرایش موی سر و ناخن از محله خارج نمی شوند.متاسفانه، من هم چنین آدمی هستم و به همین دلیل فقط وقتی مکانیک نزدیک خانه گند اساسی به ماشین شخصی من زد به فکر افتادم که از دور دست ها کمک بگیرم!با چرخی در اینترنت و کمک گیری از نشان، در ساعت 9 شب دیشب، متوجه شدم که 15-16 کیلومتر باید...
ادامه مطلب
در دوره نوجوانی، در خانواده متوسط به بالا زندگی می کردم و روی این حساب خرید کت و شلوار غیر دامادی از الزامات هر چند وقت یکبار اعضای ذکور خانواده به حساب می آمد.درست است که اجبار به تن کردن کت و شلوار را اصلا دوست نداشتم، اما اینکه رنگ و شکل و شمایل کت و شلوار را خودم انتخاب می کردم باعث می شد که هنگام فرا رسیدن موعد خرید از خوشحالی در پوست خود نگنجم.خوب در خاطرم هست که هنگامی که به اتفاق مادر از در "هاکوپیان"، یا یک برند معتبر دیگر، وارد می شدیم مادر مرا رها ساخته و "خودت انتخاب کن!" را به سمع...
ادامه مطلب
سردبیر محترم روزنامه اطلاعات در یادداشت امروز خود از هزینه های "تاخیر" نوشته و به درستی عنوان فرموده اند که، مثلا، وقتی از اول جلو ساختمان سازی غیر مجاز گرفته نمی شود، تخریب بنای نیم ساز یا کاملا ساخته شده!؟ ممکن است، جدا از خسارات مادی و معنوی هنگفت و گاه جبران ناپذیر، چندین کشته روی دست جامعه بگذارد.سوالی که در اینجا پیش می آید این است که اگر چنین است، که هست، چرا جلو چنین تاخیراتی گرفته نمی شود!؟از آنجا که نگارنده فعالیتی در زمینه ساخت و ساز ندارد و فقط از آب و فاضلاب، کمپوست و چند قلم جنس ...
ادامه مطلب
اگر کسی از شما سوال نماید که "از میان همسر و مادر، کدام را بیشتر دوست دارید؟" چه جوابی خواهید داد؟به احتمال قوی، پاسخ شما چیزی در مایه های "هر گلی یک بویی دارد" و "هر کدام از این ها جایگاه خاص خود را دارند" خواهد بود.با این حال، گاهی موقعیت هایی پیش می آید که در آن ها تن دادن به خواست همسر، مادر را بی نهایت ناراضی می کند و بر دیده منت نهادن فرمایش خانم والده، نیمه پیدا شده را حسابی شاکی و دلخور و دمق می سازد.در چنین شرایطی، که خداوند نصیب گرگ بیابان نسازد، جواب های هوشمندانه و سیاستمدارانه بال...
ادامه مطلب
کسانی که به ماجراهای شمس و مولانا علاقه دارند قطعا ماجرای زیر را شنیده اند: شمس , مولانا را برای خرید نوشیدنی الکلی به مغازه فردی ارمنی می فرستد.مولانا با بیان "می دانی که چه آبرویی از من می رود" و "ناسلامتی من ملای این مردم هستم" سعی می کند از انجام فرمایش شمس شانه خالی کند اما شمس با بیان "خیری در این کار نهفته است" او را مجاب به انجام کار خیر؟! می نماید. با وجودی که مولانا نهایت تلاش خود را برای خرید ناشناخته به خرج می دهد شناسایی شده و تحت عنوان فردی که یک عمر دیگران را گول زده و کلاه سرشان ...
ادامه مطلب
بیش از نیمی از اهالی استادیوم بد و بیراه و الفاظ رکیک را نثار داور مسابقه می نمایند.با این حال گزارشگر بازی نه تنها ترجیح می دهد این عده را اندک و قلیل ببیند,بلکه با به کارگیری لفظ "تماشاگر نما" به گونه ضمنی اذعان می دارد که این عده تماشاگر نبوده و به قصدی جز تماشای بازی راهی استادیوم شده اند! باران اندکی باریده و به قول گزارشگران اجتماعی تهران قفل شده است.در حالی که رفتار مردم معمولی در این قفل شدگی تاثیری عمده دارد و گرفتگی معابر و جوی های پر شده از زباله های مردمی آب باران را در عوض کانال های...
ادامه مطلب