حسن یزدانی و روح المپیک!

خرید بک لینک

خیلی دوست داشتم کشتی فینال حسن یزدانی را مشاهده کنم. جدا از این، همانند بسیاری از هموطنان، مایل بودم ببینم که حسن یزدانی هم طلای المپیک را صید کرده و آن را به خیل افتخارات خود می افزاید.

متاسفانه هیچکدام از این دو میسر نشد و بالاجبار به مطالعه خبر نایب قهرمانی دلاور ایرانی در "ورزش 3" بسنده کردم.

خبر حکایت از این می داد که حسن یزدانی در شرایط مسابقه قرار داشت و فقط قبل از مسابقه از درد طبیعی!؟ رنج می برد.

من، قطعا، پزشک و متخصص نیستم. با این حال خوب می دانم که هیچ دردی طبیعی نیست و هر دردی نشان از وجود مشکلی دارد!

در کمال شوربختی؛ ادامه خبر دردناکتر بود: در حالی که در رفتگی کتف، کار یک ورزشکار را به بیمارستان می کشاند؛ کتف حسن یزدانی را در بازی فینال 6-7 بار جا انداختند!

سوالی که با مطالعه این خبر ذهن آدمی را درگیر می کند این است که آیا ورزشکاران دیگر کشورها طلا دوست ندارند که با آسیب دیدگی کتف راهی بیمارستان می شوند یا فرو رفتن در فکر "حسن یزدانی باید حتما طلا بگیرد" است که باعث می شود متخصصین امر برای رسیدن به این مهم با سلامت ورزشکار بازی کنند!

درست است که ما هیکل بسیاری از کشتی گیران کشورمان را، به حق، پولادین می بینیم؛ اما آیا واقعا باید فکر کنیم آن ها با بیل و کلنگ فرقی ندارند و همانطور که با در آمدن دسته بیل و کلنگ به کمک یک میخ دسته را بارها و بارها سر جایش می اندازیم تا مثل روز اول شود می توانیم 6 -7 بار کتف در آمده کشتی گیر را سر جایش بیندازیم تا نسبت به احیا و نوسازی قهرمان اقدام کرده باشیم؟

همه شرکت کنندگان در المپیک روحیه جنگندگی دارند و تمام تلاش خود را می کنند تا با افتخار به سرزمین خود برگردند. با این حال همه آن ها می دانند که المپیک میدان جنگ نیست و افراد نباید برای کسب پیروزی و موفقیت سلامت خود را به خطر بیندازند.

موضوع فقط به سلامت جسمی کشتی گیران اعزامی بر نمی گردد و ما در این مسابقات شاهد این بودیم که فشار روانی مضاعفی بر روی برخی کشتی گیران وارد آمده بود.

به عنوان مثال؛ در حالی که یکی از مسئولین در باره یک ورزشکار اعزامی ششم شده بین شش نفر ادعای "فراتر از انتظار ظاهر شد" را نمود، مجریان تلویزیون در مورد کشتی گیر ایرانی که بازی را با اختلاف به حریف امریکایی واگذار کرد متفق القول "اصلا خوب کشتی نگرفت" شدند؛ گویی که آن ها هم همانند کشتی گیران اعزامی و روسایشان " به هر که ببازیم به امریکایی نباید ببازیم" را در ذهن و روح خود پرورده بودند و روی این حساب اصلا و ابدا نتوانستند صحنه المپیک را صحنه دوستی ها و اتحاد ملل ببینند و حتی برای لحظاتی حلقه های نماینده قاره ها را متصل به هم ملاحظه نمایند!

کوتاه سخن اینکه شرکت کنندگان در المپیک علاوه بر حرفه ای بودن در رشته ای که در آن به میدان رقابت می روند باید روح و روان المپیکی داشته باشند؛ روح و روانی که نه تنها باید باعث شود شما بازنده میدان را سر دست گرفته و با او دور افتخار بزنی، بلکه باید موجب گردد اگر به دلیل مصدومیت پیش یا حین مسابقه توان ادامه کار را نداری دست حریف را بالا ببری و به جهانیان پیام "سلامت و صلح از همه چیز مهمتر است!" را مخابره نمایی!

+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 13:42 توسط محمد ماکویی  | 

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: سه شنبه 23 مرداد 1403 ساعت: 16:36

صفحه بندی