مهاجرت از روستا به شهر برای هیچ کشوری پدیده ای معقول و مقبول نیست و به همین دلیل برای ممانعت از وقوع این جریان راهکارهای بسیاری اندیشیده می شود.
با کمال تاسف باید گفت که مهمترین راهکار مورد استفاده در کشور ما برای اینکه روستاییان به شهر نیایند این است که با گسیل امکانات شهری به روستاها, از روستاها یک پا شهر ساخته و روستاییان را به بیان "چه فرقی می کند؟!" بکشانیم.
این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دنیا امکانات به گونه ای در اختیار روستاها قرار می گیرد که هم بافت روستایی حفظ می گردد و هم هزینه کمتر زندگی در روستا عمده روستاییان را به باور "اینجا راحت تر زندگی می کنیم" می کشاند.
به عنوان نمونه همیشه گازرسانی به روستاها و اینکه کاری کنیم که روستاها هم همانند شهرها شبکه جمع آوری فاضلاب و تصفیه خانه داشته باشند از افتخارات بزرگ ما محسوب می شده است.
همه می دانیم که هزینه های تولید,انتقال و توزیع گاز بالاست.لذا اگر گاز به شیوه متعارف و آنگونه که همه می شناسیم در اختیار روستاییان قرار گیرد باید هزینه های صورت گرفته را از روستاییان اخذ نموده و هزینه زندگی در روستا را برایشان بالا ببریم و یا بخشی از این هزینه را در صورتحساب شهروندانی که از تولید,انتقال و توزیع گاز روستایی بهره ای نمی برند منظور نماییم.
از این گذشته هزینه های تولید,انتقال و توزیع گاز به روستاها آنقدر بالا است که گازرسانی همزمان به تمامی روستاها امکان پذیر نبوده و بسیاری از روستاییان جهت بهره مندی از نعمت گاز طبیعی باید حالا,حالاها صبر کنند.
این در حالی است که امروزه بسیاری از روستاهای جهان جهت تامین گرمایش و نیازهای پخت و پز از بیوگاز استفاده می کنند که نه تنها از لحاظ زیست محیطی سوختی سبز تر بوده و ارزشی بیش از گاز طبیعی دارد, بلکه به خاطر اینکه مواد اولیه خود را فضولات حیوانی و پسماندهای غذایی و عده ای دیگر از دورریزها(که به راحتی در دسترسند) می بیند هزینه زیادی بر دوش روستاییان نمی گذارد.
مثال دم دستی دیگر شبکه های جمع آوری و تصفیه خانه های فاضلاب روستایی می باشد.
طرح و اجرای این سیستم ها خواه توسط بخش خصوصی انجام شود و خواه توسط دولت صورت پذیرد "گران" تمام می شود و همین گرانی است که هزینه های کمرشکن و فراوانی را به روستاییانی که خیلی هایشان در تامین هزینه های معمول زندگی درمانده اند تحمیل می نماید.
مشکل قطعا خاص کشور ما نیست, هرچند ما از نادر سرزمین هایی هستیم که در عوض حل مشکل,یک جورهایی با آن کنار آمده ایم.
امروزه در جهان از سیستم های جمع آوری و تصفیه فاضلاب اجتماعات کوچک برای روستاها استفاده کرده و با انجام این مهم گاه هزینه ها را تا یک سوم کاهش می دهند.
در کشور ما انجام این مهم چند سالی کلید خورد اما چون هم طرح و اجرای این سیستم ها سخت بود و از عهده هر شرکت معتبری بر نمی آمد و هم حق الزحمه کار به گونه ای که "چیزی عاید شرکت نمی شد" بود,توجیهاتی در مایه "این سیستم ها در کشور ما جواب نمی دهد" رنگ و بوی همگانی گرفت.
روی این حساب است که در بیشتر مواقعی که بحث "کمبود" یا "نبود" بودجه مطرح می شود,باید بپذیریم که ما بیش از کسری بودجه نبود برنامه ریزی و نشاندن اشخاص و شرکت ها در غیر جای واقعی خود را داریم و همین عوامل است که هزینه های زندگی در روستاها را بالا می برد و یا روستاییان عزیز را به شنیدن حرف های دلخوشکنک مسئولین و متصدیان امر که "کمی صبر کنید" می کشاند,هر چند این نکته نیز گفتنی است که متاسفانه در بسیاری موارد عقربه های ساعت مسئولین با عقربه های ساعت روستاییان جلو نمی روند و لذا وقتی دست اندرکاران امور "کمی صبر کنید" می گویند روستاییان خوب متوجه می شوند که حالا,حالاها باید تحمل(و نه تامل) پیشه سازند!!؟
دلنبشته های تابناک...