
آیا فکرش را کرده اید که اگر مشابه اتفاق دزفول برای بوشهری ها افتاده و اهالی این منطقه در عوض مواجهه با نشت کلر با نشت مواد رادیواکتیو مواجه شوند با چه فاجعه انسانی روبرو خواهیم بود؟
آن هایی که دوست دارند "فکرش را بکنند" می توانند در باره حادثه نیروگاه اتمی چرنوبیل و نتایج آن دست به جستجو و مطالعه زده و بیش از پیش متوجه اینکه "چرا باید اقدامات ایمنی را جدی گرفت" شوند.
استفاده از فناوری زندگی ها را راحت کرده و برای آدمیان رفاه به ارمغان می آورد.در این باب فقط کافی است به انقلاب صنعتی اروپا و اینکه به واقع زندگی اروپایی ها را از این رو به آن رو کرد اشاره نماییم.
با این حال باید پذیرفت که استفاده از فناوری بدی هایی هم دارد و همین بدی هاست که برخی از مردم را به بیان "نمی صرفد" می کشاند.
قطعا در کنار معدود افرادی که در باره استفاده از فناوری "نمی صرفد" می گویند تعداد قلیلی هم پیدا می شوند که گوینده "ارزشش را دارند" باشند.
خوشبختانه در کنار افراد هر دو گروه عده زیادی یافت شده اند که نگاه سیاه و سفید به قضیه نداشته و نه خواهان بی خیال فناوری شدن هستند و نه دوست دارند به تدریج تن به توسعه ای که پایدار نیست بدهند.
این عده همان هایی هستند که در عوض دوست دار تعطیلی کارخانه های سیمان بودن ,"برایشان فیلتر بگذارید" و "به بیرون شهرها منتقلشان کنید" می گویند.
کسانی که استفاده از وسایل نقلیه را جرم ندانسته اما اعتقاد دارند که هم تا جایی که ممکن است باید کمتر مورد استفاده قرار گیرند و هم باید آلایندگی آن ها را تا جایی که ممکن است کنترل کرد هم در میان اعضای گروه اخیر قابل یافت شدن هستند.
نکته جالب این است که مخالفین توسعه پایدار به موافقین کمک می کنند که در دام افراط و تفریط گرفتار نشده و کار خود را به مطلوب ترین شکل ممکن پیش ببرند.
متاسفانه باید پذیرفت که ما ایرانی ها سال هاست که با فناوری های جدید بر حسب شرایطی که در آن گرفتاریم به شیوه "مطلقا به درد نمی خورد" یا "هیچ ایرادی ندارد" برخورد کرده ایم و همین نحوه برخورد است که سبب شده از بسیاری امکانات رفاهی محروم بوده و یا به توسعه ای که برایمان گران تمام می شود تن دهیم.
در این باره فقط کافی است اشاره شود که زمانی که قرار بود نیروگاه اتمی بوشهر شروع به کلنگ زنی نماید همه از "چه چیز خوبی" گفتند و هیچ کس مختصر اشاره ای به این موضوع که "برای ما ایرانی ها که معمولا اقدامات ایمنی را جدی نمی گیریم ممکن است خطرناک باشد" نکرد.
سن و سال به هم زنندگان ,خوب یاد دارند که در آن سال ها دوربین صدا و سیما تنها به صید و شکار موافقان همت می گماشت و یک نفر را هم پیدا نمی کرد که با بیان "بهتر است مراقب باشیم" راه را بر خطاهای احتمالی آینده سد نماید.
امروزه شرکت ها و سازمان ها و نهادهایی که دست به خرید ابزارها و تجهیزات و دستگاههای بهره برنده از فناوری های نوین می زنند "اصلا مراقبت لازم ندارد" را دلیل قابل قبول برای اینکه خریدشان را از فلان تولید کننده صورت دهند می گیرند.
مشخص است که این گفته در بیشتر مواقع نادرست است اما برای ما ایرانی هایی که به جد به "فناوری جای آدم را می گیرد" اعتقاد پیدا کرده ایم این نادرستی کمتر از آنچه هست به چشم می آید.
به زبان دیگر در حالی که ساکنین کشورهای پیشرفته با مقوله "فناوری" به شیوه "شغل ها را جابجا می کند و چه بسا موجب اشتغالزایی بیشتر شود" برخورد کرده اند ما هنوز اندر خم کوچه "جای کارمندانت را می گیرد و منتی هم سرت نمی گذارد" بوده و متوجه نیستیم که حتی در پیشرفته ترین کشورهای دنیا هوش مصنوعی و رباتیک تا آن اندازه جلو نرفته که ماشین ها بالکل جای آدم ها را بگیرند.
کوتاه سخن آنکه وقتی برای جا انداختن ورود یک فناوری "مراقبت لازم ندارد" و "مشکلی برایش پیش نمی آید" می گوییم به تدریج از یاد می بریم که این گفته را دست کم خودمان در دستور کار خویش قرار ندهیم.
می گویند شخصی برای خلوت کردن صف نان "مردم چه ایستاده اید که دو کوچه پایینتر آش مجانی می دهند" را فریاد زده و مردم را به دو کوچه پایینتر می کشاند.
با هجوم مردم به دو کوچه پایینتر فکر می کند که نکند واقعا در دو کوچه پایینتر آش مجانی خیرات نمایند.
با این حساب خود عازم دو کوچه پایینتر شده تا از نعمت توزیع آش مجانی بی نصیب نماند.
متاسفانه در کشور ما بسیاری از مسئولین و دولتمردانی که می خواسته اند مردم را مجاب استفاده از فناوری خاصی نمایند "مراقبت ویژه ای لازم ندارد" گفته و آنقدر بر این گفته خود پای فشرده اند که به مرور خودشان هم به باور "شاید واقعا هم مراقبت لازم نداشته باشد" رسیده اند.
منتشر شده در روزنامه آفتاب یزد
دلنبشته های تابناک...