نیمی از افراد جامعه را دختران و خانم ها تشکیل می دهند و لذا نیمی از وزرای کابینه حسن روحانی می باید از میان زنان انتخاب گردد.
آذری ها سی درصد افراد ایرانی را تشکیل می دهند و روی این حساب یک سوم وزرای آقای رییس جمهور می باید تسلط کامل به زبان آذری داشته باشند.
(خوشبختانه برای دکتر روحانی این امکان فراهم بود که با انتخاب بانوان آذری زبان با یک تیر دو نشان زده و به هر دو خواسته فوق جامه عمل بپوشاند)
اگر با همین دست فرمان جلو برویم خواهیم دید که افراد اقلیتی که کمتر از یک هجدهم افراد جامعه را تشکیل می دهند حق مشاهده "وزیری از جنس خودشان" را نخواهند داشت.
متاسفانه باید پذیرفت که ما در سرزمینی به سر می بریم که بیشتر افراد آن مابین "درکمان می کند" و "برایمان کاری خواهند کرد" قادر به فاصله گذاری نبوده و روی این حساب به اشتباه فکر می کنند که وقتی اولی پیش آمد,دومی هم قطعا به وقوع خواهد پیوست.
جالب است که علیرغم اینکه بارها و بارها از سوراخ چنین طرز تلقی غلطی گزیده شده و به عنوان مثال رییس جمهوری از جنس خودمان را انتخاب کرده ایم که نه تنها کاری برایمان نکرد بلکه کار حسابی هم دستمان داد, متنبه نشده و به جای خرده وارد کردن بر طرز فکر, ایراد را بر "مردی که همه چیز را می دانست" یا "کسی که مثل هیچکس نبود" گرفته ایم.
در کنار موضوع مورد اشاره باید به این نکته بپردازیم که مطالبات ما بد جور در غیر جایش نشسته و هر آن ممکن است کار دستمان بدهد.
به عنوان نمونه فکر کنید که دکتر حسن روحانی به خواست نیمی از افراد جامعه وزیر آموزش و پرورش را از میان خانم ها انتخاب می کرد.
به این نیز بیندیشید که وزیر نام نبرده جهت احترام قائل شدن به مطالبات آن نیمی از افراد جامعه, بیشتر آموزگاران و معلمین را از میان دوشیزگان و بانوان انتخاب نموده و کاری می کرد که بیشتر فرهنگیان بیکار را آقایان تشکیل دهند.
آیا در این صورت اغلب خانم ها در باره وی "چه وزیر خوبی" نمی گفتند و در پاسخ به سوال "مگر غیر از این است که ارتقا کمی و کیفی سطح تحصیلات در مدارس اولویت نخست وزیر آموزش و پرورش است؟!" سری به علامت تاسف برای آقا یا خانم پرسشگر تکان نمی دادند.
پرسش اساسی این است که "آیا یکی از تدابیر اساسی وزیر آموزش و پرورش نباید این باشد که پز عالی دیپلمه های نظام قدیم که مدرک تحصیلیشان دست کم به اندازه لیسانس های امروزی ارزش دارد را غیر مستدام گرداند؟"
از طرف دیگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آذری زبان که در وهله نخست به احیای موسیقی آذری اقدام می نماید قطعا "مرحبا","آفرین" و "دست مریزاد" اغلب قریب به اتفاق آذری زبان ها را دشت خواهد کرد و این در حالی است که اگر بخواهیم انصاف را رعایت کنیم باید یکی از دغدغه های اساسی وزیر ارشاد پیشنهادی دکتر حسن روحانی را کنسرت هایی که در مشهد به روی صحنه نمی روند بگیریم.
شوربختانه باید پذیرفت که حتی آن هایی که دم از تخصص وزیر می زنند می خواهند از این نمد کلاهی نصیب خویش سازند.
مثلا کسانی که وزیر آموزش و پرورش فرهنگی می خواهند بیش از هر چیز به این می اندیشند که یک وزیر فرهیخته و فرهنگی که خوب می داند با حقوق معلمی نمی توان زندگی چند نفر را چرخاند دغذغه حقوق آموزگاران را بیش از دیگران خواهد داشت و این در حالی است که ترمیم حقوق و مواجب فرهنگیان همه کاری که از وزیر آموزش و پرورش انتظارش را داریم نیست.
به زبان ساده و خودمانی تنها زمانی قادریم به سوال "وزیر چکار باید بکند؟" پاسخ منطقی و درست و حسابی بدهیم که جواب پرسش را بی توجه به "ما که هستیم؟" و "چه حدی داریم؟" حاضر و آماده در آستین داشته باشیم.
دلنبشته های تابناک...