وقتی مسئولین و دست اندرکاران امور از بحران آب گفته و از مردم می خواهند که صرفه جویی در مصرف آب را جدی بگیرند چند نفری پیدا خواهند شد که در دنباله "راست می گویند" شاهد بیاورند که "هم جمعیت بیشتر شده و به این دلیل به هرکدام ما سهم کمتری از آب خواهد رسید و هم اقلیم و تر سالی و خشکسالی خیلی دست مسئولین نیست که در مورد بحران آب هم مثل خیلی از بحران ها بتوانیم به ما مربوط نیست بگوییم"
با این وصف وقتی بسیاری از افراد بالادستی جامعه از سود بانکی تحت نام "ربا" یاد می کنند و به مردم و بانک ها هشدار می دهند که مراقب چنین سودی باشند اوضاع کاملا فرق می کند زیرا سود بانکی چیزی است که سالهاست مردم با آن خو گرفته اند و در صورت پذیرش ربا بودن آن با مشکل و پرسش بزرگ "با سودهایی که سی چهل سال است گرفته و خورده ایم چه باید بکنیم؟" روبرو خواهند شد.
از این گذشته طی سالیان گذشته که سود بانکی حی و حاضر بوده هیچ گونه صحبتی مبنی بر ربا بودن آن موجود نبوده و اینک واقعا چه اتفاقی افتاده که تعدادی به یاد ربا بودن آن افتاده اند.
تاسف بار این است که از همان سال های ابتدای انقلاب شمار قابل توجهی از مردم عادی و عامی و بیسواد از ربا بودن سود بانکی یاد کرده و در جواب "زبانت را گاز بگیر" دشت می کرده اند.
این مورد می رساند که خواصی که اینک در فکر ربا بودن سود بانکی به سر می برند نمی توانند با بیاناتی در مایه های "به فکرمان نرسیده بود" پاسخگوی پرسش "چرا حالا به فکر سود بانکی افتاده اید؟" باشند.
شوربختانه باید پذیرفت که وقتی در باره یک موضوع واحد برخوردی دوگانه صورت می گیرد و در مورد آن سی چهل سال ایرادی ندارد گفته شده و سی چهل سال "حرفش را هم نزنید چون در ربا بودن آن شکی نیست" گفته می شود مردم حق دارند که نسبت به شنیده های خود شک کنند و بی توجه به گفته های خواص آن کاری که برایشان صرفه اقتصادی دارد انجام دهند تا اگر احیانا قادر به آباد کردن آن دنیای خود نیستند خسارت و زیانی هم به این دنیای خویش وارد نسازند!!!؟
دلنبشته های تابناک...ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 168