ما کجاییم و آن ها کجا!؟

خرید بک لینک

در یک فیلم خارجی نشان داده شده بود که بچه های مدرسه با تاسف در باره دوست معلول خود صحبت می کردند که نتوانسته بود از پله ها بالا برود و به دلیل سقوط، آسیب جزیی دیده بود!

یکی از والدین به بچه ها گقت که "آیا مدرسه برای استفاده افراد معلول متناسب سازی نشده است؟"

وقتی همه بچه ها سر را به علامت "نچ" بالا بردند، "پس می شود از مدرسه شکایت کرد؟" به اطلاع تمامی آن ها رسید!

هنگامی که این داستان را مشاهده کردم یاد ماجرایی افتادم که چند سال پیش برای همسرم، در یکی از معروفترین باشگاه های سوارکاری ایران، اتفاق افتاده بود.

ماجرا اینطور بود که مربی چند شاگرد را با هم زیر نظر داشت( اصلا زیر نظر داشت؟) و به همین دلیل قبل از اینکه متوجه "اسب دارد رم می کند" گردد، همسرم از اسب سقوط سختی نمود.

متاسفانه؛ نه از داروهای کافی خبری بود و نه از کسی که بداند در چنین مواقع اورژانسی با مصدوم چه باید بکند!

تنها کاری که کردند این بود که به یکی از اتباع خارجی اجازه دادند برای همسرم دستمال کاغذی آورده و خونریزی او را در حد امکان مهار نماید!

بعد هم مجروح و مصدوم را تحویل همسر گرامی، که من بوده و هستم، دادند تا با وی هر کاری صلاح می داند صورت دهد!

چند روز بعد که آب ها از آسیاب افتاد و با کلی هزینه سر و صورت همسر عزیز را تا جایی که ممکن بود به حال و روز قبل از حادثه بازگرداندیم با مدیر باشگاه تماس گرفته و خواستیم اقداماتی صورت دهد که از این جور اتفاقات ناگوار برای دیگران نیفتد یا کمتر بیفتد!

طرف خم به ابرو نیاورد( که البته از پشت تلفن دیده نمی شد) و پاسخ داد که سوارکاری همین است و همین که شما قطع نخاع نشده اید از اقبال خوش شما حکایت می کند!

چیزی نگفتم؛ اما از ته دل به این نکته اندیشیدم که درست است که ورزش ها با هم فرق دارند و افراد با عنایت به این توفیرات هم هست که ورزش مورد علاقه خود را برمی گزینند، اما اگر قرار باشد احتمال وقوع حادثه و امکانات امداد رسانی به مصدوم و مجروح برای کسی که در یک باشگاه معتبر اسب سواری می کند و آنی که در یک روستای دور افتاده خر کرایه کرده یکی باشد، چرا باید اینقدر پول، بابت هر ساعت سواری، گرفته شود؟

در یک فیلم خارجی نشان داده شده بود که بچه های مدرسه با تاسف در باره دوست معلول خود صحبت می کردند که نتوانسته بود از پله ها بالا برود و به دلیل سقوط، آسیب جزیی دیده بود!

یکی از والدین به بچه ها گقت که "آیا مدرسه برای استفاده افراد معلول متناسب سازی نشده است؟"

وقتی همه بچه ها سر را به علامت "نچ" بالا بردند، "پس می شود از مدرسه شکایت کرد؟" به اطلاع تمامی آن ها رسید!

هنگامی که این داستان را مشاهده کردم یاد ماجرایی افتادم که چند سال پیش برای همسرم، در یکی از معروفترین باشگاه های سوارکاری ایران، اتفاق افتاده بود.

ماجرا اینطور بود که مربی چند شاگرد را با هم زیر نظر داشت( اصلا زیر نظر داشت؟) و به همین دلیل قبل از اینکه متوجه "اسب دارد رم می کند" گردد، همسرم از اسب سقوط سختی نمود.

متاسفانه؛ نه از داروهای کافی خبری بود و نه از کسی که بداند در چنین مواقع اورژانسی با مصدوم چه باید بکند!

تنها کاری که کردند این بود که به یکی از اتباع خارجی اجازه دادند برای همسرم دستمال کاغذی آورده و خونریزی او را در حد امکان مهار نماید!

بعد هم مجروح و مصدوم را تحویل همسر گرامی، که من بوده و هستم، دادند تا با وی هر کاری صلاح می داند صورت دهد!

چند روز بعد که آب ها از آسیاب افتاد و با کلی هزینه سر و صورت همسر عزیز را تا جایی که ممکن بود به حال و روز قبل از حادثه بازگرداندیم با مدیر باشگاه تماس گرفته و خواستیم اقداماتی صورت دهد که از این جور اتفاقات ناگوار برای دیگران نیفتد یا کمتر بیفتد!

طرف خم به ابرو نیاورد( که البته از پشت تلفن دیده نمی شد) و پاسخ داد که سوارکاری همین است و همین که شما قطع نخاع نشده اید از اقبال خوش شما حکایت می کند!

چیزی نگفتم؛ اما از ته دل به این نکته اندیشیدم که درست است که ورزش ها با هم فرق دارند و افراد با عنایت به این توفیرات هم هست که ورزش مورد علاقه خود را برمی گزینند، اما اگر قرار باشد احتمال وقوع حادثه و امکانات امداد رسانی به مصدوم و مجروح برای کسی که در یک باشگاه معتبر اسب سواری می کند و آنی که در یک روستای دور افتاده خر کرایه کرده یکی باشد، چرا باید اینقدر پول، بابت هر ساعت سواری، گرفته شود؟

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۳ ساعت 18:14 توسط محمد ماکویی  | 

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 19:11

صفحه بندی