در زندگی همیشه دوست داشتم همانطور که هستم به نظر بیایم؛ نه بهتر و نه بدتر!
این امر برای خیلی ها باور پذیر نیست و به همین دلیل نمی پذیرند که روزی سراغ مدیر عامل شرکت رفته و از او تقاضا کرده باشم شر! بخشی از حقوقی که از سرم هم زیاد بود را از سرم کم کند!
جدا از مسائل مالی، بسیار مایل بودم که درهنگام حضور در محل کار و دانشکده به اندازه درسی که خوانده بودم و مقطعی که در آن فارغ التحصیل شده بودم تحویل گرفته شوم و به همین دلیل از عوامل اصلی که باعث شد مدرک فوق لیسانس مهندسی بهداشت محیط خود را بگیرم، "آقای مهندس" هایی بود که از سوی همکاران، بالادستی ها و ارباب رجوع بارها و بارها و بدون داشتن مدرک مهندسی به خیکم بسته می شد!
متاسفانه، یا خوشبختانه، نه تنها همه مثل من نبودند، بلکه جدا از همکلاسی هایی که از همان دوره کاردانی به یکدیگر "کمک مهندس" می گفتند، بیشتر اساتید هم مشکلی با اینکه دانشجویان خود را بیش از اندازه لازم تحویل بگیرند نداشتند!
خوب یاد دارم که در میان اساتید، فقط یک نفر استثنا بود و در حالی که در تمام طول دوره کارشناسی ارشد به من "آقای ماکویی" می گفت، به مجرد پایان جلسه دفاع از پایان نامه و اعلام نمره آن مرا مخاطب قرار داده و با ادای " آقای مهندس! خیلی تبریک می گویم. انشاالله که در تمام مراحل کاری و زندگی موفق و موید باشید!" مرا حسابی، به قول فرنگی ها، سورپرایز نمود!
اما اینکه متوجه شدم در طول سالیان گذشته بیخود بابت اتصال به مدرکی که نداشتم حساسیت به خرج داده ام به زمانی بر می گردد که از بد حادثه با مشکل توامان مالی و کاری مواجه شده و مجبور گشتم برای امرار معاش سر از کاری که با میزان سواد و تحصیلات و تجربه کاری من اصلا جور در نمی آمد در بیاورم.
درست است که در جای جدید هم همکاران و مشتری ها مرا "آقای مهندس" می نامیدند، اما به دلیل سال ها برخورد ایشان با افراد مختلف پر مدعا و کم سواد یک " مثل بقیه چیزی بارش نیست" آزارنده و خاصی در گفتار و کردار و سکوت و نگاه آن ها موج می زد!
آنجا بود که تازه متوجه قدر و قیمت و ارزش و اهمیت داستان آموزنده ملانصرالدین شدم:
ملا وارد حمام شده و مشاهده می کند که کیسه کش ها و دلاک ها او را چندان که باید و شاید تحویل نمی گیرند!
او در هنگام خروج از حمام به هر کدام از آن ها که کارشان را درست و حسابی انجام نداده بودند 10 لیره( که پول زیادی بوده) انعام می دهد.
دفعه بعد که دلاک ها و کیسه کش ها ملا را در حمام مشاهده می کنند حسابی از خجالت او و چرک هایش در آمده و وی را کاملا شسته رفته مهیای عزیمت به منزل می سازند.
این بار، اما، ملا به هر نفر از ایشان تنها 1 لیره انعام عنایت می نماید.
کیسه کش ها و دلاک ها که اوضاع را چنین می بینند لب به شکایت گشوده و می گویند که آن بار با وجود اهمال کاری ایشان مرحمت ملا بیشتر بوده و اینک چه شده که آن ها با این همه تحمل زحمت و مشقت لیاقت کمتری برای دریافت انعام پیدا کرده اند.
ملا در جواب می گوید: "مزد آن دفعه شما را این دفعه و مزد این دفعه شما را آن دفعه دادم تا ادب شده و منبعد بیشتر مراعات حال مشتری های خویش را بنمایید!
ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88