فیش ها را منتشر نکنید!

خرید بک لینک

در ری آب حقوق خوبی می گرفتم، اما موضوع فقط این نبود!

توی ری آب، معمولا زیاد اضافه کاری می کردیم؛ اما موضوع بیشتر از این هم بود!

مبلغ اضافه کاری پرداختی در ری آب قابل ملاحظه بود، اما موضوع از این ها هم بیشتر بود!

در ری آب 10 هزار تومان به عنوان حق سرپرستی دریافت می کردم. در حکم حقوقی من نوشته شده بود که تا زمانی که سرپرست پروژه هستم این مبلغ را دریافت می کنم و چنانچه دیگر سرپرست نباشم این مبلغ از حقوقم کسر می شود( نخندید! موضوع به زمانی ربط دارد که با 10 هزار تومان خیلی کارها می شد کرد) قطعا موضوع از این ها هم بیشتر بود!

در ری آب، ماموریت زیاد می رفتیم. جدا از زیادی تعداد روزهای ماموریت؛ هم اجازه داشتیم که به خرج شرکت، در طی ماموریت، حسابی خوش بگذرانیم و هم محق بودیم حق ماموریت قابل ملاحظه ای، بابت هر روز ماموریت، دشت نماییم. موضوع از این ها هم بیشتر بود!

با اتمام هر پروژه پاداش خوبی نصیب کسانی می شد که در انجام پروژه دخیل بودند. جدا از این، افراد کلیدی و دارای سمت، که من هم جزء آن ها بودم، پاداش به مراتب بهتری را از آن خود می کردند. موضوع حتی از این ها هم بیشتر بود!

ری آب رسم داشت که در مناسبت های مختلف، به ویژه نزدیک عید نوروز، هدایای ارزنده ای به تمامی پرسنل شرکت اعطا نماید. مثلا یکسال در نزدیکی عید 20 کیلو میوه عالی مشتمل بر 5 کیلو موز، 5 کیلو کیوی، 5 کیلو سیب و 5 کیلو پرتقال( اگر خوب در خاطرم مانده باشد!) به هر یک از پرسنل شاغل، از مهندس گرفته تا آبدارچی، دادند که کلی مرا در میان فامیل سربلند کرد، زیرا هر میهمانی که از میوه ها تعریف می کرد، مادر صادقانه می گفت که آن ها را نخریده و "شرکت محمد!" هدیه داده است!

موضوع بیشتر از این ها هم هست، اما جهت جلوگیری از اطاله کلام و سر در آوردن هر چه سریعتر از هدف نوشتار ترجیح می دهم دنباله آن ها را درز بگیرم.

حالا فکر کنید که من در پایان ماهی که در آن اضافه کار نکرده بودم، شرکت هدیه نداده بود، به علت قرار گیری در میانه پروژه پاداش نگرفته بودم، اضافه کار و ماموریت به پست من نخورده بود و بطور موقت( با اتمام پروژه و قبل از گرفتن پروژه جدید) از سرپرستی پروژه کنار گذاشته شده بودم؛ فیش حقوقی خود را منتشر می کردم تا شفاف سازی نموده و وضعیت درآمدی خود را به نظر دوستان و آشنایان و آن هایی که از راه های دور و نزدیک خود را به اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی رسانیده بودند برسانم! آیا در این صورت واقعا می توانستم ادعا کنم که همانند یک مرد واقعی، که همیشه راست می گوید و همه چیز را هم می گوید، عمل کرده ام؟

می گویند هیچوقت از یک خانم سن او و از یک آقا درآمد وی را سوال نکنید، زیرا هیچکدام راست و واقعیت ماجرا را به شما نخواهند گفت.

با این حساب است که حتی آن هایی که فریاد "فیش مرا منتشر کنید" سر می دهند، حتی از زمزمه کردن "میزان درآمد مرا از همان سال اول آغاز به کار تا امروز منتشر نمایید" هراس و واهمه بسیار بسیار شدید دارند!

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:1 توسط محمد ماکویی  | 

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 21:46

صفحه بندی