یکی از شاهکارهای بازیگری مهران مدیری، از نظر نگارنده، بازی در سریال فاخر و تاثیر گذار "دردسر والدین" بود که متاسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفت.
"دردسر والدین" داستان یک خانم و آقای مجرد است که هر یک به تنهایی بار سرپرستی فرزندان را بر عهده دارند.
بچه های خانم، با بازی درخشان فاطمه گودرزی، درسخوان و مودب هستند، اما از آنجا که پدر بالای سرشان نبوده در خارج از محیط امن خانه و خانواده نمی توانند همانند منزل و مدرسه خوش بدرخشند و معمولا حق و حقوق آن ها توسط دیگران بخوبی هر چه تمامتر پایمال می گردد.
فرزندان "آقا مهران" مشکلات اینچنینی را ندارند، اما نبود مادر خود را در درسخوانی بچه ها نشان داده و از آن ها فرزندان تنبل و بازیگوشی که بعید است بتوانند در زمینه تحصیل سری در میان سرها در آورند ساخته است.
ازدواج مجردها هر چند مشکلات فراوانی را در سر راه والدین قرار می دهد، اخلاق و رفتار بچه ها را تعدیل کرده و باعث می شود کم و کسری های دو طرف جبران شود.
در کشور ما، معمولا، خانم ها فقط یکبار ازدواج می کنند( اگر ازدواج کنند!) و چنانچه در اثر طلاق یا فوت، همسر خود را از دست بدهند ترجیح می دهند " به خاطر بچه ها هم شده" دور خوشبختی خود را قلم بگیرند.
دنیای آقایان، کلا، جور دیگری است و بیشتر آن ها همینکه بتوانند در هنگام متاهل بودن " زن نو کن ای دوست هر نو بهار که تقویم پاری نیاید به کار" را به دل راه ندهند، انصافا، کار کارستان کرده اند.
جامعه هم، ظاهرا، این نوع نگرش ها را بسیار می پسندند و برای همین است که، به ویژه، پسرهایی که مادرشان تن به ازدواج دوباره نداده به این کار مادر مباهات کرده و عباراتی همانند " برای من هم پدر بود و هم مادر" و " ما را تنهایی به دندان کشید و بزرگ کرد( ادم یاد گربه می افتد!)" کم از دهان آن ها خارج نمی شود.
متاسفانه، هرگز نمی توان بین واقعه ای که اتفاق افتاده و واقعه ای که اتفاق نیفتاده دست به مقایسه زد و مثلا به نتیجه " خوب شد دیگر ازدواج نکرد" رسید.
با این حال، ناگفته پیداست که مادر فقط می تواند مادری کند و مادری که بخواهد تمام یا بخش عمده ای از وظایف و مسئولیت های پدر را بر عهده بگیرد، از انجام قسمتی از کارهایی که مامان ها برای بچه های خود می کنند باز خواهد ماند.
بچه ها هم همینطورند و اگر در دوران نوجوانی یا عنفوان جوانی پدر یا مادر خود را از دست بدهند نباید به فکر جانشینی عزیز از دست رفته افتاده و مدام با فکر " اگر بود اینکار را می کرد؟" یا "اگر بود اینکار را نمی کرد؟" روح خود را آزرده سازند.
البته، شاید ما زیاد مقصر اینجور زجرها و ناآرامی ها و دل ناخوشی ها نباشیم و کسانی که زن های بیش از یکبار ازدواج کرده را "سر خور" و پسرهای تن به عروسی مادر داده را "بی غیرت" نامیده اند باید پاسخگوی نامگذاری های غلط خود و فرهنگ های به انحطاط رفته مردمان مشرق زمین باشند.
موضوع جانشینی و جانشین سازی هم ظاهرا از "تولید مثل" نشات گرفته و آدم ها را بر این گمان باطل می نشاند که هر کس باید کسی که با خود مو نمی زند را تولید کرده و وارد عرصه اجتماع نماید.
در این باره باید گفت " آدمی که هم از پدر و هم از مادر ارث می برد نمی تواند هم با بابا و هم با مامان مو نزند"
جدا از این نکته، باید به این موضوع هم اندیشید که کاش آنی که برای بار اول "تولید مثل" را به کار برده و در جامعه جا انداخته دست کم " تولید فرا مثل" را مورد استفاده قرار می داد تا تک و توک آدمی پیدا شود که " در جا زدن جامعه" را نازیبنده دیده و در تفکر عمیق "بچه ها باید از پدران و مادران خود بهتر شوند" غوطه ور گردند.
ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109