کلام را انسان ها برای ارتباط با یکدیگر ایجاد کردند. با این حال، نباید از کلام انتظار معجزه داشت و بر این پندار باطل بود که کلام می تواند کل بار ارتباطی آدمیان را بر دوش بکشد.
به عنوان مثال گاهی میزان غم و غصه و اندوه آدمی آنچنان است که زبان از بیان آن قاصر می ماند و گاه انسان آنچنان در اوج وجد و سرور و خوشحالی به سر می برد که هیچ کلامی یارای بیان احساس خوش او را ندارد.
جدا از این ها، شیطنت افراد مختلف هم باعث می شود که گاهی، عامدانه، جوری سخن بگویند که مستمعین از درک معنا و مفهوم عبارات و جملات ادا شده عاجز شوند و گاهی، رندانه، حرکات و رفتاری از خود بروز دهند که جز بیانگر " اصلا متوجه منظورت نشدم!" نمی باشد.
به عنوان مثال، خوب به خاطر دارم که زمانی که با مشارکت شهرداری منطقه 2 تهران اقدام به نصب غرفه خوددریافت پسماندهای خشک در یکی از شهرک های تهران، برای نخستین بار، نمودیم، برخی از شهرک نشینان، منباب اذیت و آزار، اسم دیگری نمی توانم رویش بگذارم، پسماندهای خود را تا نزدیک غرفه آورده، اما آن ها را در عوض ریختن به داخل در کنار کانکس رها می کردند.
از آنجا که این امر منظره زشتی ایجاد کرده بود، بنر بزرگی تهیه کرده و در آن، مودبانه، از ساکنین خواهش کردم که از ریختن پسماندهای خشک در اطراف غرفه خودداری نمایند.
در فردای نصب بنر و هنگامی که از غرفه بازدید کردم متوجه شدم که در اطراف غرفه خبری از پسماند نیست و فقط یکنفر که خود را به راه " متوجه منظورت نشدم!" زده بود، پسماندهای خویش را با مرارت بسیار به روی سقف غرفه انداخته بود!
انصافا بدتر از اینجور افراد هم داریم. مثلا مردی خانه خود را کاملا گرد از آب در آورده بود و وقتی در برابر پرسش "چرا اینکار را کردی؟" قرار گرفت، فیلسوفانه پاسخ گفت که از مادر همسرش شنیده است: "نگران من نباشید. هر جور شده خودم را در یک گوشه ای جا می دهم!"
ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105