گزارشات خوب ما!

خرید بک لینک

در زمان ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد بود که چند نفر با دفتر و دستک وارد شرکت شده و خواستند از طرح بزرگ آبرسانی به میادین نفتی آزادگان گزارش تهیه کنند.

در جواب سوالات آن ها جواب های مطلوبی دادم که مطلوب آن ها نبود!

یکی از آن ها با استماع جواب های من گفت: " برای ما اینجور چیزها مهم نیست و ما دنبال پاسخ هایی می گردیم که در آن ها کلمانی همانند بزرگترین، طولانی ترین، قطورترین و غیره وجود داشته باشد!"

در پاسخ گفتم که من دنبال رکورد شکنی نیستم و ترجیح می دهم حواسم بر انجام کار درست متمرکز باشد.

ماجراهایی از این دست در عمر کاری من کم به چشم نخورده است.

مثلا؛ خوب به یاد دارم که وقتی گزارش کم قطری برای یکی از کارفرماها تهیه کردم اخم و تخم حسابی کرده و مرا وادار ساخت هر جور ممکن است بر حجم گزارش بیفزایم.

وقتی، به این مناسبت، آب حسابی به گزارش بستم و آن را همانند گوسفندی که قبل از فروش با آب رسانی پروار می کنند آبیاری نمودم، آقای رییس خوشحال شد و با دست گیری گزارش و توزین ذهنی آن، انگار که هندوانه دست گرفته باشد، گفت که گزارش را که دست می گیرد می تواند بفهمد که تویش چه خبر است!

البته، انصافا، همه ایراداتی که از من گرفته شده از این قسم نبوده است.

به عنوان نمونه، یک بار مسئول مربوطه گزارش مهندسی مرا مطالعه کرد و بعد از پس دادن آن، "لطفا ایرادات را مرتفع کنید" را بر زبان آورد.

وقتی به صفحات گزارش نگاه کردم دیدم که بیشتر آن را دایره های بزرگی که ویرگول ها را احاطه کرده تشکیل داده و معنی و مفهوم آن این است که میزان چسبندگی درست ویرگول به کلمات پیش و پس را درست رعایت نکرده ام!

با مشاهده این امر به یاد دوران دبستان افتادم که همیشه قورباغه را غلط می نوشتم و معلم گرامی ضمن غلط گیری آن 19 به من می داد.

این یادآوری باعث شد به این فکر کنم که اگر روسای ادارت و مهندس های امروز، معلم های دیروز بودند و احیانا متوجه می شدند که یک دانش آموز در نوشتن قورباغه مشکل دارد، دست کم بیست قورباغه در متن امتحانی می گنجاندند تا شاگرد طفل معصوم بیش از صفر نگیرد!

این خاطرات، دیروز و هنگامی زنده شدند که نامه کارفرما دستم رسید و کاملا مرا متوجه این ساخت که چون در میزان حق الزحمه تخفیف نداده ایم او هم تا توانسته از مندرجات گزارش ایراد بنی اسراییلی گرفته و خواسته است تا می توانیم زائدات( با اضافات فرق دارد!) تحویل او دهیم.

این موضوع مرا یاد داستان ملانصرالدین انداخت که وقتی سراغ دندانپزشک رفت به او گفت: " اگر تخفیف می دهی بگویم کدام دندانم درد می کند و اگر نمی دهی خودت باید بگردی و دندان خراب را پیدا کنی!"

با این حال، همه تقصیرها را نباید گردن کارفرما انداخت؛ زیرا بسباری از کار کنان و مهندس های عضو شرکت های مهندسی هم ترجیح می دهند به دلیل موجود بودن کم و کسری های فراوانی که در کار دارند، آب زیاد به گزارشات ارسالی ببندند تا این نقائص هر چه ممکن است کمتر به چشم بیاید.

در تعریف گزارش خوب گفته شده که باید "جامع" و "مانع" باشد.

"جامع" بودن گزارش به معنی این است که گزارش کم و کسری نداشته باشد و همه مطالب و اشکال و جداول و ... مربوطه را در دل خود جای دهد.

"مانع" بودن گزارش هم به معنی این است که گزارش زائدات نداشته باشد و کسی نتواند "این را که آورده اید چه ربطی به موضوع دارد؟" بگوید.

تاسف بار است که گزارشات مهندسی ما، در اغلب قریب به اتفاق موارد، نه جامع هستند و نه مانع و لذا تهیه کنندگان آن ها سعی کرده اند کم و کسری های تولیدات خود را با زائدات و اضافات به درد نخور لاپوشانی نمایند!

فکرش را هم نکنید که مشکل فقط به محیط های کاری و شرکت های مهندسی بر می گردد و اوضاع و احوال دانشکده ها و دانشگاه ها بهتر از این است!

در این باب هم بد نیست خاطره ای که شنیدن و خواندن آن برای شما خالی از لطف نیست را متذکر شوم:

شوهر خاله همسزم که دکترای کشاورزی دارد و مدرک خود را از کشور آلمان اخذ کرده است، چند روزی میهمان خانواده همسرم بودند و به این مناسبت فرصتی پیش آمد تا با ایشان گپ مختصری بزنم. در این رابطه، وقتی بحث پایان نامه پیش آمد ایشان در کمال غرور گفتند که پایان نامه 60 صفحه ای ایشان را دانشکده آنقدر ارزشمند تشخیص داده که از آن کتاب تهیه کرده و به این روش از حیف شدن مطالب ارزنده آن، که فقط در اختیار معدودی از دانشجویان علاقمند قرار گیرد، ممانعت به عمل آورده اند.

با شنیدن این مطلب صورتم را کج و کوله کرده و ضمن براندازی ایشان با نگاه عاقل اندر سفیه گفتم: "توی ایران اساتید حتی نگاه هم به پایان نامه ای که تا این اندازه کم قطر باشد نمی اندازند!"

ایشان در پاسخ با تعجب بسیار فرمودند: "مگر توی پایان نامه چه می نویسید؟"

فکر کردن به جواب، این بار، صورت مرا همانند لبو سرخ کرد و باعث شد ادامه بحث را کلا درز بگیرم!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 13:3 توسط محمد ماکویی  | 

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 17:48

صفحه بندی