برادر زاده ام، که خیلی کوچک بود، ذوق و شوق آمدن عید را داشت زیرا دیده بود که بزرگترها وقتی به هم می رسیدند با شادی و خوشحالی فراوان از "عید می آید" سخن می گفتند.
هنگام تحویل سال بود که او پس از شنیدن یک صدای مهیب و انفجاری، شنونده یک آهنگ دلنشین هم شد و در دنباله آن ها " آغاز سال ... مبارک باد!" را دشت نمود.
در دنباله این وقایع و هنگامی که همگی با شادی و خوشحالی یکدیگر را در آغوش گرفته و بوسیدند، فرزند کوچک اخوی، با نهایت تعجب "همین!؟" را بر زبان آورد.
شاید حق با او بوده باشد؛ زیرا عیذ مال خارجی هایی است که نزدیک عید قیمت ها را پایین می آورند تا اقشار کم بضاعت جامعه هم بتوانند چیزهایی که در طول سال قادر به خرید آن ها نبوده اند را تهیه نمایند، عید مال بیگانگانی است که خیریه های آن ها تمام تلاش خود را معطوف این می کنند که هدایای ارسالی عید کاملا متفاوت از سایر کادوها در اختیار نیازمندان واقعی قرار گیرد و عید مال آنور آبی هایی است که حراج های دم عیدشان واقعا واقعی است و گردانندگان و دست اندرکاران حراج ها از صمیم قلب دوستدار اینند که در یک روز بخصوص از سود سرشار خود زده و با کمتر از مواقع عادی لذت بردن از زندگی، مزه حیات با لذت را به همنوعان کم دار خود هم بچشانند.
برای ما ایرانی های دچار شرایط اسفبار اقتصادی عید به معنی یکسال پیر شدن و یک قزن فاصله گرفتن از آرزوهای معمولی است و لذا از بزرگترین آرزوهای آحاد متوسط و پایین دستی جامعه این است که سال، کبیسه بوده و با کش آمدن به اندازه یک روز، تا جایی که ممکن است بین سال قدیم و سال جدید فاصله بیفتد!
متاسفانه؛ در چنین شرایطی، دیگر بوی عیدی هم مشام کوچکترها و بزرگترها را نوازش نداده و همگان را در این فکر می اندازد که بدون استشمام بوهای اینچنینی چطور می توانند زمستان سخت را سر نمایند!
ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126