بچه باید حرف گوش کن باشد؟!

خرید بک لینک

زمانی مدیر عامل شرکت معتبر "زیراکس" در مقام توصیه به دیگر مدیران عامل "اگر با یک بله قربان گو روبرو هستید بدانید که دست کم یکی از شما دو نفر زیادی هستید!" را بر زبان رانده بود!

مورد فوق قطعا فقط یک مسئله کاری نیست و در عالم اجتماع هم پدران و مادرانی که بچه های مودب و حرف گوش کن تحویل جامعه می دهند دست بالا یکی مثل خودشان را به وجود می آورند.

با این حساب اگر شما خود را به عنوان والد یا والده ای معرفی نموده اید که بچه بی اجازه او آب هم نمی نوشد یقین بدانید که یک جای تعلیم و تربیتتان ایراد دارد.

جای تاسف است که در دنیای امروز هم بچه هایی که وقتی مورد سوال واقع می گردند ملتمسانه به پدر و مادر چشم می دوزند تا پاسخ پرسش را ازشان بگیرند و یا "باید راستش را بگویم؟!" را جویا شوند چندان کم به چشم نمی خورند.

از سویی دیگر خیلی از ما در مقام توصیف بچه ها با وجد و سروری بی نظیر "با پدرش مو نمی زند" و "همه کارهایش عین مادرش است" را به میان می کشیم و در این "به میان آوردن" سر سوزنی به این نمی اندیشیم که اگر قرار بود در تمامی طول تاریخ فرزندانی پای به عرصه وجود بگذارند که با پدر و مادرشان مو نزنند کماکان در غار زندگی می کردیم و هم می بایست با تیر و کمان به شکار بپردازیم و هم مجبور بودیم با به سیخ کشیدن پرنده و امثالهم نیازهای غذایی خویش را مرتفع نماییم.

شکی نیست که پدران و مادران دوست دار بچه هایشان هستند و تنها به این قصد که مانع خطاها و اشتباهات فرزندانشان شوند(که گاهی کاملا جبران ناپذیر می نماید) آن ها را حرف گوش کن بار می آورند.

با این حال بچه هایی که تمامی تصمیمات خود را توسط والدین می گیرند با از دست دادن لذت "انتخاب" با یک گمشده دایمی که هرگز دست از سرشان بر نمی دارد روبرو خواهند بود.

بدی اینگونه تصمیم گیری ها این است که بچه ها در غیاب والدین هم حضورشان را حس کرده و با پاسخ به پرسش "اگر مامان و بابا جای من بودند چکار می کردند؟" به اتخاذ تصمیم درست می پردازند.

خیلی خوب است که کسی برای اینکه قلبش در بیرون بدن به تپش در آید مادر شود اما این اصلا خوب نیست که آدم ها فقط برای این پدر و مادر شوند که مغزهایشان در سر و کله یکی مثل خودشان قرار گرفته و اتخاذ تصمیم نماید!

در محیط های اداری " به کارمندان فرصت دوباره و نه سه باره را بدهید" گفته می شود و این در حالی است که بسیاری از ما ایرانیها قبل از سر کار رفتن و در محیط خانه و خانواده حتی حق انجام یک اشتباه را هم نداریم.

نکته جالب توجه این است که با چنین تعلیم و تربیتی خیلی هایمان متعجب اینکه "چرا بچه مان ادیسون نمی شود؟!" هستیم بی آنکه آگاه باشیم که "توماس" هم برای "ادیسون" شدن یک واگن قطار را به آتش کشید و یک گوش خود را از دست داد و هم برای اختراع برق یک اشتباه را نهصد و نود و نه بار تکرار کرد!!!؟

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 17:44

صفحه بندی