"دو تا بچه کافیه!" از شعارهای معروف قبل از انقلاب بود که در کنار شعار دلپسند "یک پیکان برای هر خانواده" جای خوبی در بین ایرانی های حاضر در آن دوران برای خود دست و پا کرده بود.
در سال های بعد از انقلاب؛ این دو شعار از همان ابتدا دچار تغییر و تحول اساسی نشدند و برای همین، در سال های طولانی، هم تنظیم خانواده در دانشکده ها تدریس می شد و هم قرص های ضد بارداری در مراکز بهداشت سراسر کشور، بین خانم هایی که از تعداد بالای بچه به ستوه آمده بودند، توزیع می شد.
در سال های اخیر، متاسفانه، سیاست های کنترل جمعیت حسابی رنگ باخته و مسئولین و دولتمردانی که از تامین آب و نان مردم به شدت درمانده( با شرمنده فرق دارد!) شده اند تا جایی که امکان دارد مردم را توصیه به فرزند آوری هر چه بیشتر کرده و خانواده ای را خوشبخت تر و سالم تر می دانند که در قضیه تولید مثل گوی سبقت را از همه رقبا ربوده باشند.
در کمال شوربختی؛ توصیه مسئولین و اولیای امور آدم های دارای یک و دو فرزند را هدف گیری نکرده و دارندگان 5 و 6 فرزند را هم به فکر آوردن یکی دو تای دیگر می اندازد!
در این باب؛ شاید شما هم کلیپ زن جوانی را دیده باشید که با داشتن 7 فرزند متولد شده و یک فرزند تو راهی در برابر دوربین قرار گرفته و به سوالات مجری خوب برنامه پاسخ داد.
زن جوان، در حین برنامه، از سختی های فرزند آوری( با فرزند پروری فرق دارد!) گفت و به این نکته که "کار با زندگی در یک خانه 85 متری سخت تر هم می شود" سخن به میان آورد.
خانم پر اولاد در جواب "بچه ها به کمی جا اعتراض نمی کنند؟" هم جواب قانع کننده ای داشت: "اعتراض می کنند، اما این اعتراض ها موقتی است. خود معترضین بعدها می گویند که چرا ما بیشتر از این ها خواهر نداریم"( صدا و سیما گزینش کاملا خوبی از میهمان خوب برنامه به عمل آورده بود و زن جوان از این لحاظ که تولید پسر را بیش از دختر در دستور کار قرار داده بود نیز کاملا شایسته احترام بود!)
با تمام این ها دو اتاق خواب بیشتر نداریم موضوعی بود که مورد موشکافی بیشتر قرار نگرفت، زیرا احتمالا بیم آن می رفت که مردم به یاد توصیه های روانشناسان و روانپزشکان که می گویند دختر و پسر، پس از سن بلوغ، باید اتاق خواب های جداگانه داشته باشند بیفتند.
یاد آوری بالا از این لحاظ خطرناکتر است که آنانی که توصیه به فرزندآوری هر چه بیشتر می کنند به شدت باور دارند که آدم ها خیلی زود دوران کودکی را ترک گفته و آمادگی زن و شوهر شدن پیدا می کنند. این قضیه، قطعا، باعث می شود ایرانی ها زودتر از مشابه های خارجی به فکر جدا کردن اتاق استراحت دختر- پسرها افتاده و مهیای اجرایی نمودن آن گردند.
زن جوان، "تازه ماشین هم نداریم" گفته و در جواب سوال "ایاب و ذهاب شما چطور است؟" جواب "به کمک دیگران این مشکل را حل کرده ایم" را داد؛ پاسخی که ناخودآگاه یاد و خاطره " همسایه ها یاری کنند تا من شوهر داری کنم" را در یاد و خاطره بینندگان عزیز زنده ساخت.
همین سوال و جواب دلیل این بود که مجری، نه از هزینه و خرج ماهانه بچه ها سخن به میان بیاورد و نه در باره این موضوع که همسر شما چه شغل و درآمدی دارد حرف بزند!( یعنی تا جایی که ما دیدیم خبری از اینجور چیزها نبود!)
ناگفته پیداست که خوب بزرگ کردن هشت فرزند اصلا کار آسانی نیست و شما باید شغل و درآمد درست و حسابی و امکانات فراوان داشته باشید تا بتوانید فرزندان را به سر انجام معقول و مطلوب و پسندیده ای، که لیاقت آن را دارند، برسانید.
قطعا، در شرایط فعلی که متصدیان و اولیای امور معترف شده اند 90 درصد مردم نیازمند دریافت یارانه مرحمتی دولت هستند، آدم های زیادی اوضاع و احوال بالا را ندارند و دمیدن در کوس "فرزند آوری زیاد" نمی تواند توجیه منطقی و عقلایی داشته باشد.
لذا؛ تنها اعتقاد راسخ بر "هر آنکس که دندان دهد نان دهد" و ایمان به " تولید فرزند سخت است و بعد از آن بچه، خود بخود، بزرگ می شود" است که می تواند خط بطلان بر ایده و نظریه ثابت شده " برای بیشتر آدم ها تولید بچه ساده است و تربیت و پرورش آن مشکل است" کشیده و تاسی از داستان آموزنده زیر را دلیل اصلی هدف گذاری مسئولین و دولتمردان، در امر فرزند آوری، معرفی نماید:
زنی رو به دوست خود کرده و گفت: " شوهر من بر خلاف همه آدم ها عقیده دارد که در آوردن پول کار راحتی است و این خرج کردن پول است که کار سختی می باشد."
رفیق زن تعجب کرده و گفت: "مگر شوهر تو چکاره است؟"
ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 164