بازیافت ایرانی و بازیافت سوئدی

خرید بک لینک

یکی از دوستان، در یکی از شبکه های اجتماعی، پیام زیر را همرسانی کرده بود:

ایران بدون زباله از اول اردیبهشت با مشارکت 80 میلیون ایرانی

در کشور سوئد انجمنی هست به نام "دست کم روزی یک زباله از زمین بردار!"

روزی در تلویزیون سوئد با یکی از مسئولان این انجمن گفت و گویی صورت گرفت. خبرنگار پرسید: "به نظر شما اگر روزی یک زباله از زمین بردارید، سوئد به بهشت تبدیل می شود؟"

عضو انجمن پاسخ داد: "نه، اعضای این انجمن انسان های متوهمی نیستند! اما ما به این اعتقاد داریم که اگر کسی روزی یک زباله از زمین بردارد، خودش هرگز زباله ای روی زمین نمی اندازد. ما آموزش می دهیم، آن هم با عمل..."

بیاییم ایران را تغییر دهیم.

آیا نمی توانیم ما هم هر روز یک زباله از زمین برداریم؟ و زباله را بر روی خاک ایران قرار ندهیم؟

به نام و یاد خدا از اول اردیبهشت 1401 شروع می کنیم و همرسانی می کنیم

ایرانی عزیز از همین الان زباله ای را بردار و هرگز بر خاک ایران زباله نریز

این پیامی است برای همه ایرانیان

پیشنهاد طرح ایران بدون زباله را در اول اردیبهشت با همکاری هشتاد میلیون ایرانی آغاز کنیم.

آیا با ایرانی پاک موافقید؟

پس این پیام را برای ایرانی پاک به اشتراک بگذارید.

در جواب نوشتم:

علیرغم اینکه کاملا بر خوبی اینکار اشراف کامل دارم در کمال اطمینان به شما می گویم که انجام این امر در کشور ما، در حال حاضر، کاملا نشدنی است.

با توجه به رشته تحصیلی خود، مهندسی بهداشت محیط، و سال ها سر و کله زدن در زمینه مدیریت پسماند، و به جایی نرسیدن، در کمال تاسف می گویم که چرا این امر محال است در ایران صورت گیرد:

  1. عین این پیغام چند سال پیش هم ارسال و همرسانی شد و توجه کسی را جلب نکرد. الان فقط سالش عوض شده و گفته شده که از اردیبهشت 1401 شروع به کار می کنیم. این تفاوت فرهنگ ایرانی و فرهنگ سوئدی است. آنجا منظور از راس ساعت مقرر، راس ساعت مقرر است و اینجا کار فردا یعنی کاری که ممکن است فردا، پس فردا، ماه دیگر، سال دیگر و یا قرن دیگر انجام شود.
  2. حتی مقایسه ما با سوئد در زمینه جمع آوری هم خنده دار است( این مقایسه شاهکار است!) سوئدی ها با سال ها تلاش و کوشش به بازیافت'>بازیافت 99 درصدی رسیده اند و این مقدار را کم می دانند و ما....برای کسب موفقیت؛ بهتر بود کشوری را برای مقایسه پیدا کنیم که کمی وضعش از ما بهتر باشد تا ایرانی های تنبل به خود بگویند یک کم زور بزنیم بهشان می رسیم. مقایسه ایران و سوئد فقط به مفهوم سنگی است بزرگ، که به قصد نزدن برداشته می شود.
  3. سوئد به یکباره به بازیافت زباله 99 درصدی نرسید. این کشور تا سی چهل سال پیش بیش از 30 تا 40 درصد بازیافت نداشت. برای رسیدن به شرایط فعلی، سوئد چیزی را تجربه کرد که انقلاب بازیافت نام دارد. در این سی چهل سال، از هنرمندان گرفته تا مسئولین و مردم عادی دست به دست هم دادند تا اوضاع دگرگون شود. سطل هایی در سوئد درست شد که سخنگو بودند و مردم را به انداختن زباله در داخل خود دعوت می کردند. بسیاری از خواننده های سرشناس سوئد ترانه ها و اوازهایی با محوریت و موضوعیت بازیافت و فواید و خوبی های آن خواندند. اگر قرار بود در سوئد فقط توسط کمپین ها و کمک های مردمی اتفاق خوبی بیفتد، امروزه این کشور در زمینه بازیافت حرف اول را نمی زد.
  4. در سوئد، عهده داران امور زباله کار خود را کاملا درست انجام می دهند و مردم هم ترغیب به همکاری می شوند. در ایران، وقتی مردم می بینند که دولتی ها پول بیت المال را می گیرند و در عوض به نحو فاجعه بار انجام وظیفه می کنند، قطعا، بی خیال موضوع نشده و به خود " من به این کارها کاری ندارم" نخواهند گفت( یک جورهایی هم حق دارند)
  5. در زمینه مدیریت پسماند، ما در مرحله مهد کودک هستیم و سوئدی ها دکتری دارند. وقتی مسئولین و متصدیان امر سطل ها را به دو دسته تر و خشک تقسیم کرده اند و مردم نمی دانند پوشک بچه و نوار بهداشتی را باید تر محسوب کنند تا قابلیت کمپوست سازی محتویات سطل را از بین ببرند یا خشک به حساب بیاورند که زباله های خشک را عفونی کنند؛ خیلی راه تا برداشتن زباله های دیگران از روی زمین داریم.
  6. در سوئد، معنی داشتن مجوز توانایی و لیاقت انجام کار است. در ایران، معنی مجوز این است که طرف به یک جای دولتی پول داده است! برای همین؛ پیمانکاران زباله عین زباله دزدها کار می کنند و تفاوت در این است که اولی ها هم لباس فرم دارند و هم مردم به دیده احترام به آن ها نگاه می کنند.
  7. در سوئد، لابد، شهروندان مشارکت کننده کمپین مجبورند دولا شوند و تکه کاغذی که یک فرد بی مبالات بر زمین انداخته جمع کنند. مطمئن باشید که اگر آن ها هم مجبور بودند قورمه سبزی و قیمه ملت را جمع کنند و یا دست به دستمال کاغذی فین شده و نوار بهداشتی استفاده گشته بزنند براحتی عضو کمپین نمی شدند.
  8. ما هنوز مشکل این را داریم که جلو واژگون شدن مخازن توسط زباله دزدها و پیمانکاران( زباله دزدهای مجاز) را بگیریم. همین را هم که انجام دهیم، خیلی کار کرده ایم!
  9. در زمینه مدیریت زباله، فرهنگ سازی حرف اول را می زند. در کشورهای پیشرفته وقتی محصولی از مواد بازیافتی تولید می شود خریداران بیشتر پیدا می کند و ما هنوز عیب می دانیم که کسی کهنه کس دیگر را بر تن کند.

در کشور ژاپن، یک مدرسه لاکچری برای احترام به شان و احترام دانش آموزان یکی از وظایف آن ها را تعطیل اعلام می کند. آن وظیفه این بوده که بچه ها با جارو و خاک انداز به جان کلاس می افتادند و حسابی آن را تمیز می کردند. والدین ژاپنی با اطلاع از این امر به شدت به مسئولین مدرسه اعتراض می کنند و می گویند پس بچه ها کجا باید تمیزکاری و نظافت را یاد بگیرند!( فکر کنید پدر و مادر ایرانی بفهمد مدرسه دست بچه اش جارو و خاک انداز داده است!؟)

  1. آنچه بیان شد ذره ای از خروار هم نیست. مافیای زباله در ایران دست کمی از مافیای کنکور ندارد. شاید حتی "دست بالا" هم داشته باشد....
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 13:58 توسط محمد ماکویی  | 

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 187 تاريخ: چهارشنبه 7 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:48

صفحه بندی