فکر می کنید که اگر راننده لودر در عوض خاکریزی روی جوجه ها، چاقو دست گرفته و سر تک تک جوجه ها را می برید، باز هم به "حیوان آزاری" متهم می شد!؟
پاسخ قطعا مثبت است.
سوالی که در اینجا پیش می آِید این است که چرا کاری که با مادران جوجه ها می کنیم را مصداق "حیوان آزاری" نمی دانیم، اما انجام همان کار با بچه های مرغ ها مصداق "حیوان آزاری" شناخته می شود.
اگر دلیل، این باشد که کشتن مرغ ها باعث میل شدن آن ها می شود، اما از بین بردن جوجه ها آن ها را حیف می کند، باید گفت که صرفه اقتصادی آدم ها، نه هیچ چیز دیگر، تعیین می کند که چه چیز " حیوان آزاری" است و چه چیز "حیوان آزاری" نیست.
با چنین تعبیری، در تعیین "حیوان آزاری" مدت زمان کشتن مرغ ها و راحتی انجام این کار برای انسان به مراتب بیش از فعالیت هایی که باعث می شود حیوان زبان بسته( که در مورد مرغ و جوجه به کار نمی رود!) در دم واپسین حیات خیلی زجر نکشد اهمیت پیدا می کند.
مشکل بزرگ تعیین مصداق های حیوان آزاری از واقعیت زیر نشات گرفته است:
"ما نمی توانیم حیوانات را به چشم موجوداتی به مراتب پست تر از انسان ها که فقط برای اینکه آدم ها بهتر زندگی کنند پای بر عرصه هستی نهاده اند در نظر نگیریم"
در این باب، قطعا، نگاه ناصرالدین شاه قاجار از بسیاری از ما انسانی تر بوده است:
ناصرالدین شاه قاجار صاحب شیری بوده که بسیار او را دوست می داشته است. یکبار که با تلگراف، جویای احوال شیر می گردد جواب "حال حیوان خوب است" را دشت می کند.
ناصرالدین شاه برآشفته و پاسخ می دهد: "شیر حیوان نیست. حیوان کسی است که او را چنین مورد خطاب قرار داده است!"
برای اینکه مطلب بهتر جا بیفتد بد نیست به ماجرای کرونا اندیشیده و به اینکه قرنطینه خانگی چه بلایی سر ما آورده است فکر کنیم. حال بیایید اندکی از خود فاصله گرفته و در باره انواع و اقسام شیوه هایی که در جوجه کشی و مرغداری مدرن اعمال می شوند اندیشه نماییم.
بیشتر ما خوب می دانیم که سالهاست مرغ ها جهت صرفه اقتصادی در فضاهای بسیار کوچک قرار گرفته و تنها به اندازه سهمیه حق دارند از نعمت آب و دان مرحمتی انسان ها بهره مند گردند.( قطعا آپارتمان نشینی انسان ها نیز بر پایه صرفه اقتصادی آدم های مردم آزار پای بر عرصه هستی نهاده است)
واقعا اگر اینکارها مصداق "حیوان آزاری" نیست، مصداق چیست؟
طرفداران و دوست داران واقعی حیوانات جواب های قانع کننده ای برای سوالات اینچنینی ندارند.
به این علت، آن ها مجبور شده اند در جلد حیوانات مختلف فرو رفته و دنیای دوست داشتنی حیوانات را از دریچه چشم آن ها مشاهده نمایند.
در این جهت است که بسیاری از افراد لب به گوشت گاو و گوساله و مرغ و ماهی نزده و در جواب چراهای بیشمار، پاسخ های مسخره ای همانند "من که کشتنش را ندیده ام!" یا "بستگی دارد که چطور کشته باشندش!" نمی دهند( آدم ها حداقل می توانند حرف زده و بگویند که از کدام نحوه کشتن بیشتر لذت می برند!)
موضوع به این حد خاتمه پیدا نکرده و شمار زیادی از حیوان دوست ها، حتی از خوردن محصولات حیوانات، از قبیل شیر و ماست و کره و پنیر و تخم مرغ، که تهیه آن ها موجب آزار حیوانات می گردد خودداری می کنند.
نگارنده، قطعا در شمار خام گیاهخوران و وگان ها قرار ندارد. با این حال بر این گمان است که در بسیاری از مسایل مربوط به "حیوان آزاری"، دو گروه یاد شده جواب هایی به مراتب قانع کننده تر از آن هایی که هر چیزی را می خورند( انسان ها گوشتخوار نیستند و در شمار همه چیز خواران محسوب می شوند) در آستین دارند.
دلنبشته های تابناک...ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 175