داوری ایرانی!؟

خرید بک لینک

تا همین چند وقت پیش بود که چینی ها را الگوی مناسب "تامین غذا برای شمار زیادی از مردم" می دانستیم!

تا همین چند وقت پیش بود که "چینی ها همه چیز را می خورند" را به دیده تحسین نگریسته و به دولتمردان خود توصیه می کردیم که جهت مبارزه با مشکلات معیشتی مردم باید هر چیزی که راه می رود را در سبد غذایی آن ها قرار داده و سعی و تلاش نمایند که با همت والای خود، خوردن هر جانداری را در جامعه ایرانی جا بیندازند.

امروزه اوضاع کلا فرق کرده و به برکت ککی که ویروس کرونا در تنبان تمام مردم جهان انداخته، چینی ها بدهای دنیا شناخته شده و "بس که همه چیز را می خورند!" تکیه کلام آن هایی که به بیماری مبتلا شده اند و کسانی که از هراس ابتلا خواب به چشمانشان راه پیدا نمی کند، می باشد.

تا همین چند وقت پیش بود که پزشکان، زالو صفت هایی که خون جامعه ایرانی را می مکند به حساب آمده و جز خودخواهانی که با تلفن رییسشان می شود یک برنامه طنز را برای همیشه تعطیل کرد، قلمداد نمی شدند.

امروزه، پزشکان، فرشتگان نجات مردم هستند و تمامی مردم ایران زمین، از مبتلا گرفته تا سالم، چشم امید خود را به دکترهایی که ممکن است شر ویروس را از سر و بدنشان کوتاه کنند، بسته اند.

تا همین چند وقت پیش بود که "اب کم بود" و جارو و دستمال، جایگزین های مناسبی برای شستشوهای با دلیل و بی دلیل به حساب می آمدند.

امروزه "هیچ چیز جای شستن را نمی گیرد" حرف حقی است که باعث می شود تمام جاهای قابل شستشو و غیر قابل شستشو، از سر و بدن موجودات جاندار گرفته تا اعضا و جوارح موجوداتی بیجانی که قادر به بیان "بس است! تمام شدم!" نیستند، پیه مواجهه با آب و صابون و الکل و سفید کننده را "حسابی" بر تن خود مالیده ببینند!

می گویند سلطانی که در حال تناول "بادمجان" بود، "از میان خوراکی ها و خوردنی ها، کدام از همه بهتر است؟!" را پرسیده و از سوی پیشکار خود، که می خواست بر انتخاب درست سلطان صحه بگذارد، جواب " بادمجان" را دشت می کند.

ساعاتی نمی گذرد که دل درد شدیدی عارض سلطان شده و پیشکار را بر آن می دارد که " الحق که مزخرفترین غذای خوردنی، بادمجان است" را بر سر زبان بیاورد.

سلطان عصبانی شده و "مردک! مگر تو نبودی که ساعاتی پیش مدح بادمجان را می گفتی!؟" را قید می کند.

پیشکار با کمال خونسردی جواب می دهد:" قربان! من پیشکار شما هستم و نه پیشکار بادمجان! روی این حساب باید چیزی که شما را ، نه بادمجان را، خوش بیاید، بیان نمایم"

داستان بالا، داستان خیلی از ماست، مایی که عادت کرده ایم با دیدن یک بدی یا خوبی از قشری از جامعه حکم کلی بدی و خوبی در باره آن قشر بدهیم و علاوه بر آن یاد گرفته ایم در هنگام گرو بودن ریش یا گذشتن خر از پل، رفتاری کاملا متفاوت پیش بگیریم!

روی این حساب برای جهانیان فرض است که خیلی روی درستی داوری ایرانی ها حساب باز نکنند! از ما گفتن بود!

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 6:52

صفحه بندی