دستمزد پزشک!؟

خرید بک لینک

دکتر نمکی، وزیر محترم بهداشت، از هموطنان خود سخت گلایه کرده و آن هایی که در عوض خانه نشینی، بار و بنه را جمع کرده و عازم مسافرت می شوند را عواملی که هم برای خود و هم برای کادر درمان مشکلات اساسی می تراشند به حساب آورده است( کلا نه ایشان و نه هیچ دست اندرکار دیگری برای کادر بهداشت تره هم خرد نمی کند)

قطعا، وزیر محترم بهداشت حرف حق می زنند. با این حال اگر گناه مردمی که به دلیل لجبازی یا خدای ناکرده انتقام گیری دستورات وزیر بهداشت را جدی نمی گیرند، فقط به پای ایشان نوشته شود، کمی بی انصافی کرده ایم.

همه ما ایرانی ها خوب می دانیم که کنکور سراسری علاقه کش!؟ چگونه بین گروهی که پزشکان آینده مملکت می شوند و گروهی که دیگران به حساب می آیند مرز بندی کرده و باعث می شود جامعه ایرانی به دو دسته "از ما بهتران" و "بقیه مردم" تقسیم گردد.

همه ما اطلاع داریم که با اعلام نتایج، پزشکان آینده مملکت سر از پا نشناخته و بقیه شرکت کنندگان در آزمون، متعاقبت سرزنش ها و شماتت های فراوان با بن مایه "از .... یاد بگیر"، در نهایت بی میلی و در کمال حسرت سر از کلاس های درس در آورده و در پاسخ به سوال "چرا درس و مشق را جدی نمی گیری!؟" به جز " وقتی قرار نیست کسی که دوست داشتم شوم، ترجیح می دهم آنی که مردم هم می پسندند نگردم!" را بر سر زبان یا ته دل نمی آورند.

همه ما می دانیم که پرستیژ بالای پزشکی، چگونه اخلاق مردمان سرزمین ما را به ورطه نابودی کشانده و از پزشکان نه تنها افرادی که در هیچ صفی نمی ایستند ساخته، بلکه آن ها را مشعوف و خوشحال دیدن مردمان قرار گرفته در صف درمان نموده است.

همه ما می دانیم که "پزشکی با بقیه رشته ها تومنی صنار فرق دارد" تا چه اندازه باعث شده که بسیاری از دختران دم بخت با گفتن "فقط دکتر!" پشت پا به بخت خود زده و با رد کردن بسیاری از خواستگاران درست و حسابی، که فقط مدرک پزشکی کم دارند، گوش های خود را از دریافت حرف حق "گشتیم نبود! نگرد نیست!" محروم نمایند.

همه ما می دانیم که بسیاری از دختران گرامی سرزمین ما چگونه در فاصله قبل و بعد از کنکور سراسری تغییر خلق و خو پیدا کرده و به مجرد شنیدن خانم دکتر، "دیگر هیچ خواستگاری در شان من نیست" را نسخه ای "بیمار کننده" که طومار خوشبختی ایشان را در هم می پیچد، قلمداد نمی کنند!

همه ما خوب می دانیم که تفاوت قابل ملاحظه دریافتی دکترها و بقیه مردم باعث شده که هر چقدر هم بقیه چرتکه انداخته و با ضرب و تقسیم مدت تحصیل پزشکان و بقیه اقشار جامعه و میزانی که سر دکترها وبقیه توی کتاب بوده است، در جستجوی گرفتن جواب "چطور حساب کرده اند!؟" باشند، از کنه ماجرا سر در نیاورده و شک اینکه "عدالتی در کار نبوده است" را می برند.

همه ما می دانیم که رانت جامعه پزشکی باعث می شود که شباهت دکترها و لوله کش ها در خاک شدن اشتباهات هر دو طرف خلاصه شده و تفاوت آن ها در فرق داشتن "قیمت لوله" و "ارزش انسان" دانسته شود!; شباهتی که باعث شد گوهر تابناکی همچون عباس کیارستمی زودتر از موعد سر از دل خاک در آورده و شیوه مواجهه با خطای انسانی صورت گرفته در باره او به پزشکان محترم پیام " تا دوست دارید اشتباه کنید" را بدهد.

همه ما می دانیم که حتی شوخی با پزشکان، خط قرمز این قشر شریف و زحمتکش محسوب شده و شما اگر مهران مدیری محبوب و دوست داشتنی صدا و سیما هم باشید مجبورید تحت تاثیر تلفن آقای رییس غیر جمهور واقع شده و دستمال از سری که واقعا درد می کند بر گیرید.

می گویند ملا نصرالدین وارد حمام شده و مورد بی اعتنایی دلاک ها و مشتمالچی ها قرار می گیرد.

او در هنگام خروج به روی مبارک نیاورده و به هر خدمت نکننده ده دینار، که پول زیادی بوده است، انعام می دهد.

دفعه بعد وضع عوض شده و خدمت گزاران برای دریافت انعام بیشتر تا دل ملا می خواهد از خجالتش در می آیند.

این بار ملا بر خلاف رویه پیشین عمل کرده و به هر یک از آن هایی که کار او را به بهترین شکل ممکن راه انداخته بودند تنها یک دینار انعام می دهد.

وقتی یکی از ایشان در کمال تعجب "این چگونه انعام دادنی است!؟" می گوید، ملا نصرالدین پاسخ می دهد:

" انعام آن دفعه شما را این دفعه و انعام این دفعه شما را آن دفعه دادم تا ادب شده و رعایت حال مشتری را بیشتر بنمایید"

با این حساب، در اینکه پزشکان، امروزه در رنج و زحمت بسیار هستند و مردم، آنگونه که شایسته نیست رفتار می کنند تردیدی وجود ندارد، اما این نکته نیز گفتنی است که هر دو گروه یاد شده مزد رفتار امروز خود را مدت ها پیش گرفته اند! غیر از این است!؟

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 6:52

صفحه بندی