بنزین گران شد، اما به تبع آن هزینه های حمل و نقل افزایش نیافت. قیمت ها هم بالا نرفت، که باید می رفت.
با این حال،برای مردمی که از ماشین جهت امرار معاش، نه دور دور، استفاده می کردند، گرانی بنزین گران تمام شد و آن ها بر آن شدند که جهت تلافی، کماکان، صدای خود را به گوش مسئولین برسانند.
انصافا مسئولین صدای 60 میلیون نفر از 80 میلیون نفر را شنیده و پاسخ آن را با اهدای سبد معیشتی خانوار، که تبدیل به پول نقد شده بود، دادند.(کسی بدرستی نمی داند که صدای 20 میلیون الباقی در نیامد، ضعیف بود که به گوش مسئولین نرسید، آن ها زیادی دور دور می کردند یا مسئولین عمدا خود را به نشنیدن زدند!)
با وجود پرداخت یارانه,، صدای مردم معترض، به دلایلی، همچنان شنیده می شد:
الف- خیلی ها نسبت به پرداخت یارانه, به 60 میلیون ایرانی بی اعتماد هستند. آن ها در دل "از کجا معلوم که به 6 میلیون ندهند و آن را به پای 60 میلیون نفر حساب نکنند" گفته و یا چنین چیزی را در سفرهای اتوبوسی-مترویی به نحو احسن و احسنت! اطلاع رسانی می کنند.
ب- بی اعتمادی به دولت باعث می شود که هم پرداخت یارانه, موقتی به نظر رسیده و خیلی ها "آرام آرام قطعش می کنند" بگویند و هم بسیاری اعتقاد راسخ بر گفته "صبر کنید! قیمت ها هم بالا خواهد رفت." داشته باشند( اگر تا زمان انتشار این نوشته، قیمت ها بالا نرفته باشد!)
در این رابطه قدیمی ها ترجیح می دهند در باره اقدامات تنبیهی و تشویقی توامان دولت، از ذکر ماجرای زیر مدد بگیرند:
پدری داشتم که هر روز پول توجیبی به من می داد و هر شب مرا کتک می زد. در این باب، دادن پول توجیبی روزانه، گاهی، فراموش می شد. با این حال، کتک زدن شبانه، حتی یک بار هم از یاد پدر گرامی نرفت!
ج- در سرزمینی که بسیاری از مردم با دروغگویی و پنهانکاری سر از جاهای خیلی خوب در آورده اند و این دو بزرگوار اسباب پیشرفت بسیاری از افراد، اعم از مسئول و محصول، شناخته شده اند، تمیز قایل شدن بین افراد ندار و آن هایی که ادای نداری را بسیار خوب در می آورند، اصلا کار ساده ای نیست.
روی این حساب است که برای خیلی ها، سبد معیشتی خانوار بیش از آنکه "یارانه," محسوب شود، جلوه ای دیگر از "تبعیض"، که ماشاالله در کشور کم نداریم، شناخته می گردد.
شاید به نظر خیلی از مردم، مسایل و مشکلات پیش گفته "حل نشدنی" به نظر برسند.
علیرغم این موضوع، اگر در آمد حاصل از بنزین به جای سرازیر شدن به جیب مردم بی نوا یا بانوای بی نوا نما، باعث کاهش قیمت بلیط اتوبوس و مترو، یا چیزهایی در این مایه ها می شد، هم نمود و جلوه بیشتری در جامعه می یافت و هم نتایج نشات گرفته از ازدیاد تردد با وسایط نقلیه عمومی( همچون کاهش ترافیک و آلودگی هوا) را فزونی می بخشید.
علاوه بر این ها، هم کمتر دور دور کننده ای سر از اتوبوس و مترو در می آورد و هم کمتر راننده اتوبوس و مترویی ترجیح می دهد که به اتفاق مسافرین گرامی، دست به یک دور دور درست و حسابی بزند!
دلنبشته های تابناک...ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158