با خنده به استقبالم شتافته و "دیروز رئیست اینجا بود" را بر زبان آورد.
در جواب خنده او، لبخندی تحویلش داده و "خب؟" را راهی گوش هایش نمودم.
توضیح داد که "رئیس" برای زنده کردن چک خیالی که علی القاعده مبلغ آن نباید وصول می شد راهی "سازمان" گشته و جهت متقاعد کردن ماموری که معذور بود، البسه ژنده ای که نشان از اوضاع اسف بار شرکت می داد برتن "نازنین" پوشانیده بود.
سال ها از این ماجرا گذشت و من از محلی جهت کار سر در آوردم که مدیریت آن را بانویی بر عهده گرفته بود.
مدتی طولانی از حضورم در محل کار جدید نگذشته بود که پیامک خانم مدیر به دستم رسیده و مرا مطلع ساخت که به میهمانی روز "بهداشت محیط" فرا خوانده شده ایم.
در ضمن، مدیر عامل محترم یادآور گردید که چون جلسه رسمی است، تمامی پرسنل دفتر موظفند با البسه رسمی و شیک و مجلسی(همان پلوخوری، بی آنکه پلویی در کار باشد!) دعوت میزبانان گرامی را قبول نمایند.
با دریافت پیامک، یاد و خاطره دیرین افتاده و حکایت نوشین زیر در یادم زنده گردید:
"مردی وارد حمام شده و با بی اعتنایی دلاک ها و مشتمالچی ها مواجه می گردد.با این حال، به روی خود نیاورده و در هنگام خروج به هریک از افراد مسئولیت ناپذیر ده سکه انعام می دهد.
دلاک ها و مشتمالچی ها وقتی دیگر بار وی را ملاحظه می کنند به یاد انعام خوب دفعه قبل افتاده و حسابی از خجالت چرک های او در می آیند.با این حال، این بار عایدی آن ها کمتر و چیزی جز یک سکه ناقابل نمی گردد.
وقتی یکی از دلاک ها، شرم و حیا را کنار گذاشته و "این چگونه انعام دادنی است؟" را قید می کند، جواب می گیرد که مزد آن دفعه را این دفعه و مزد این دفعه را آن دفعه دادم تا شما ادب شده و رعایت حال مشتریان را بیشتر نمایید."
بر اساس چنین حکایتی، رفتارهایی که حکایت از فاصله گرفتن از خود واقعی می نماید کاملا منطقی و توجیه پذیر است، زیرا اگر مدیر عامل محترم دیرین می خواست وفق داشته ها لباس بپوشد، می بایست با البسه شیک و مجلسی و پلوخوری راهی سازمان شده و در جستجوی پولی که حقش نبود بر می آمد.معلوم است که در چنین شرایطی قادر نمی شد نیازمندی های خود و زیر دستان را بهانه خوبی برای دریافت حق الزحمه قرار دهد؛ به ویژه اینکه در جامعه امروز بیش از آنکه باید بین کار انجام شده و دستمزد پرداختی تناسبی موجود باشد، بیشتری ها در جستجوی اینکه بین میزان نیازمندی ها و دریافتی، رابطه ای منطقی پیدا کنند بر می آیند.
از سوی دیگر، در صورت ایجاد تناسب بین بود و نمود، پرسنلی که دریافتی کم داشته و دارای هشتی گرو نه می باشند، نباید با قرض و قوله لباس شیک تهیه کرده و یا البسه ای که از طریق پولی دیگر ابتیاع کرده اند را با تن کردن در مجالس و میهمانی های اداری، به مصرف نمایش های دفتری و شرکتی برسانند.این کار از آنجا پر ایراد است که تماشاگران و بینندگان محترم با فکر و ذکر "خوب می گیرند که خوب هم می پوشند" به استقبال مدعوین محترم شتافته و در عوض اینکه دل خود را با نشانیدن "باید ترمیم شود" صاف سازند، "از سرشان هم زیاد است" را در روح و روان خویش جا انداخته و هرگز متوجه نکته مهم زیر نخواهند گردید:
"بیشتر آدم ها بر اساس آنچه می بینند و می شنوند در باره دیگران قضاوت می کنند، غافل از آنکه شاید آنچه قابل دیدن و شنیدن نیست معیار بسیار مهمتری از نحوه زندگی دیگران به حساب بیاید"
دلنبشته های تابناک...ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 182