وقتی همه,همه کاره ایم؟!

خرید بک لینک

در مسابقه تست صدا در انگلستان , "ادل" خواننده معروف انگلیسی خود را گریم کرده و به گونه ای ناشناس در میان علاقمندان به خوانندگی قرار می دهد.

وقتی کار تست چند نفر از دوست داران خوانندگی به اتمام رسیده و "ادل" شروع به خواندن می کند همه آن هایی که تست داده اند و یا قرار بوده تست بدهند صدای "ادل" را تشخیص داده و متوجه می شوند که مدت ها مشغول گپ و گفت با خواننده شهیر انگلیسی بوده اند.

فکر کنید که این قضیه در ایران اتفاق بیفتد و یکی از افرادی که صدای بسیار خوبی دارد به گونه ناشناس در میان آن هایی که می خواهند تست صدا بدهند قرار بگیرد(چاوشی با آن صدای معروفش را استثنا کنید)

در این صورت چند نفر با شنیدن صدا بیش از "آشنا به نظر می آید" گفته و متوجه می شوند که افتخار همنشینی با چه کسی را داشته اند.

متاسفانه باید اذعان کرد که در حالی که در کشورهای صاحب نام و پیشرفته , علاقمندان موسیقی به دنبال موسیقی رفته و عاشقان نقاشی,نقاشی را دنبال می کنند, مردم ما با پسند کردن بیشتر اطلاعات عمومی سعی می کنند در هر زمینه ای اطلاعات کسب کرده و به هر چمن که می رسند گلی چیده و بروند.

اگر عاشق همه کار بودن ما ایرانی ها در کنار نظام غلط گزینش دانشجو و تست هایی عجیب ولی واقعی که از عاشقان رشته ها و حرفه های مختلف گرفته می شود در کنار هم قرار داده شوند متوجه خواهیم شد که چرا بیشتر رشته ها و حرفه ها را غیر اینکاره ها در اختیار گرفته اند و اینکاره ها را واداشته اند که بنوبه خود فرصت ادامه کار یا تحصیل در رشته غیر تخصصی را از دیگرانی که به واقع اینکاره اند بگیرند.

به عنوان نمونه وقتی نمایشگاه کتاب مملو از کسانی است که از دو دقیقه متوسط در روز هر ایرانی هم کمتر مطالعه می کنند و خریداران کتاب را از میان آن هایی که دوست دارند رنگ جلد کتاب خانگی را با سایر وسایل و تزیینات خانه ست کنند هم می توان دید,چرا باید تعجب کنیم که فلان دانشجوی شهرستانی که از راهی بسیار دور خود را به نمایشگاه رسانده دلخور گیر نیاوردن کتابی که نیاز داشته گردد.

در نمایشگاه گل هم اوضاع به همین منوال است و در حالی که دوست داران واقعی گل و گیاه که بیشترشان از شلوغی خوششان نمی آید را در حال بیان "شلوغ بود!از دم درش بر گشتیم" می بینیم , بسیاری از خریداران تنها متعاقب پرسش "گرانترین گلی که دارید کدام است؟" گل مورد علاقه خود را انتخاب می کنند.

فوتبال و کشتی ورزش های مورد علاقه بیشتر ما ایرانی هاست اما کافی است والیبال دو سه نتیجه خوب بگیرد تا فوتبالی ها با اشغال جای علاقمندان والیبال "از اول هم به والیبال بیشتر از فوتبال علاقه داشتم" را به سمع و نظر بقیه برسانند.

در علم روانشناسی گفته شده که اگر شما مشتاق چیزی هستید اما به دلایلی توان در اختیار گرفتن آن را ندارید بهتر است واقع گرا بوده و به داشتن چیزی دیگر که بیش از بقیه چیزها دلخوشتان می سازد بسنده نمایید.

متاسفانه چنین طرز تفکری نتوانسته ما ایرانی های همه کاره را متخصص و کارآمد بار بیاورد و به همین خاطر در حالی که افراد شهیر و برجسته کشورهای پیشرفته عباراتی در مایه های "دوست داشتم نقاش شوم اما سر از هنرپیشگی در آوردم" می گویند سلبریتی ایرانی با کمال افتخاری که تواضع از سر و رویش می بارد اذعان می دارد که از همان بچگی به همه چیزهایی که دلخواسته اش بوده رسیده و این روزها کار جدیدی که در دست دارد این است که کار یکی دیگر را هم از چنگش خارج سازد!!!؟

دلنبشته های تابناک...

ما را در سایت دلنبشته های تابناک دنبال می‌کنید

برچسب: وقتی,همههمه,کاره,ایم؟, نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 5:46

صفحه بندی