برای سال های زیادی "استادیوم بروی" درست و حسابی بودم و برای همین حتی یک دربی هم بدون حضور من برگزار نمی شد.
آن موقع ها اکیپی به استادیوم می رفتیم و در بینمان از جواد خیابانی گرفته تا سیامک رحمانی را داشتیم.
جلو استادیوم از یکدیگر جدا شده و در حالی که پرسپولیسی ها راه خودشان را می رفتند, استقلالی ها مسیر خود را به سوی طرفداران "آبی" کج می کردند.
آن موقع ها استادیوم رافتن سختی های خاص خودش را داشت یعنی برای بدست آوردن دربی ساعت 4 بعد از ظهر,هشت صبح توی ورزشگاه بودن امری طبیعی محسوب می شد.
دربی های زمستانه کلا حال و هوای دیگری داشت و این بود که خیلی ها با پتو وارد استادیوم می شدند تا اگر احیانا به برکت روییدن یک گل در اثنای بازی, استادیوم به آتش کشیده نشود هم از سرما یخ نزده و جان به جان آفرین تسلیم نکنند.
حالا که آن شور و حال گذشته را ندارم و گاه حتی فرصت تماشای دربی از طریق گیرنده تلویزیونی را از دست رفته می بینم, به سختی باور می کنم که زمانی تماشای یک بازی باشگاهی آنچنان استرس زا بود که مادر به شدت نگرانم شده و "سکته می کنی ها!" را بر زبان می آورد.
همه این ها تنها به این بهانه بیان گردید که به کمپین جدیدالورود تحریم دربی امسال ورود پیدا کنیم.
واقعیت این است که من هم بسیار مشتاقم آقایان "استادیوم برو" دور دربی امسال را قلم کشیده و با بلند کردن صدای اعتراض خود, راه را برای ورود خانم ها به استادیوم های فوتبال هموار سازند.
با این حال نمی توانم کتمان نمایم که اگر این کمپین(در زمان ما از این سوسول بازی ها نبود)در روزگار شور و حال جوانی ما تشکیل می شد جواب من چیزی در مایه های "من که می روم!هر کس دوست ندارد , نیاید!" می بود.
اگر بخواهیم جنبه انصاف را رعایت کنیم باید بپذیریم که از دلایل عدم موفقیت های کمپین های ریز و درشت ایرانی این است که اکثریت آن ها توسط افرادی که اهل چیزی نیستند و می خواهند اهالی آن چیز را از دسترسی به آن محروم نمایند پای به عرصه هستی می گذارند.
به عنوان نمونه تحریم دربی توسط کسانی که مدت هاست بازی ها را از طریق صفحه تلویزیون دنبال می کنند راه اندازی شده و کمپین کم کردن مصرف آب به واسطه افرادی که آب را به طور معمول کم مصرف می کنند شکل می گیرد.
آن هایی که زباله را در کوچه و خیابان نمی ریزند کمپین "عدم رها سازی زباله در معابر و اماکن عمومی" را بوجود می آورند و قس علیهذا"
در چنین مسیری آن هایی که به کمپین می پیوندند را بیشتر کسانی که لزومی ندارد رفتار خویش را تغییر دهند تشکیل می دهند, هر چند افرادی که تنها حاضر و مایل به تغییر رفتار مجازی خویش در شبکه های اجتماعی غیر واقعی هستند و در عالم واقعیت کار خود را می کنند همواره از طرفداران پر و پا قرص هر کمپینی به حساب می آیند.
اگر تمایل داشته باشیم که از حق گذر نکنیم باید قبول کنیم که از کمپین های نسبتا موفق سال های اخیر که تا حد زیادی به اهداف خویش نائل آمد "کمپین نخریدن خودرو" بود زیرا بسیاری از اعضای آن را کسانی که هم پول و هم خیال خریدن خودرو را داشتند تشکیل داده بودند.
روی این حساب تا زمانی که کمپین تحریم دربی توسط کسانی که با شنیدن "دیدی دیشب رونالدو چکار کرد؟!", فکر می کنند که "لابد دیشب برزیل بازی داشته " دنبال شود نباید انتظار داشت که تحریم جنبه عینی و واقعی به خود بگیرد.
از این گذشته تا موقعی که راه اندازان کمپین در جواب پرسش "چکار باید بکنم؟", پاسخ "همان کارهایی که تا الان می کردی خواهی نمود" را می دهند, انتظار منطقی این خواهد بود که "کمپین بازی" حالا,حالاها همچنان داشته باشد.
دلنبشته های تابناک...