
برای یکی از بستگان، که در طبقه بالای خانه ما زندگی می کرد، خواستگار آمده بود و من موظف شده بودم کاری کنم که "بسته میهمان" از ماجرا بویی نبرد!میهمان باهوش، که یک جورهایی از ماجرا بو برده بود، چند باری با بیان "سری به بالایی ها بزنم" عزم رفتن کرد که هر بار به بهانه ای او را منصرف نمودم.عزم رفتن کردن ها که زیادی تکرار شد طاقت نیاورده و با عصبانیت "برای دخترشان خواستگار آمده و مزاحم نمی خواهند" را بر زبان آوردم.توضیحات بالا نشان دهنده این است که ما هیچوقت خانواده رک و راستی نبوده ایم و بیشتر وقت ه...
ادامه مطلب
1-دختر بچه با کمال ادب "چای میل دارید؟" را بر زبان آورد و میهمان مودبانه "خیلی ممنون مرسی" را گفت. دختر بچه در حالی که نمی دانست چه باید بکند و به این مناسبت بغض راه گلویش را بسته بود با صدایی لرزان گفت:"مرسی بله یا مرسی نه!" قطعا چنین مکالمه ای ما بین ما ایرانی ها جریان می یابد زیرا اگر طرف میزبان خارجی باشد چای را نوش جان کرده و "برای خودت بریز" می گوید. از طرف دیگر یک میهمان خارجی با بیان "مرسی...
ادامه مطلب