
همسر دایی جان، شادروان، که برای سفری چند ماهه عازم امریکا شده بود تعریف کرد که در انجا از دخت گرامی، که دکتر داروساز است، خواسته بود چند قلم داروی خوب برایش کنار بگذارد تا در هنگام بازگشت به عنوان "تحفه" به دوستان و آشنایان نزدیک بدهد.فرزند دلبند در پاسخ گفته بود که اینجا ایران نیست که داروخانه ها اجازه داشته باشند هر چه میل مشتری می کشد و دل تنگش می طلبد را در طبق اخلاص نهاده و در اختیارش بگذارند. اینجا اگر متوجه شوند که من چنین کاری کرده ام پدرم را در می آورند.دختر دایی درست می گفت، زیرا خوب...
ادامه مطلب