
راننده تاکسی گفت: "ساعت چنده؟"گفتم: "کمی باید صبر کنید. صفحه موبایل من سیاه است و برای مشاهده ساعت باید یک کارهایی روی موبایل انجام دهم"راننده چیزی نگفت و من پس از دقیقه ای "هشت و بیست دقیقه است" را به اطلاع او رساندم.راننده گفت: "خوب است. هنوز تا 9 مانده است"بعد ادامه داد: "روزی سه بار سوزن می زنم. دیابت دارم و وقت زدن سوزن نباید از یادم برود"کمی با او درد دل کردم و کمی به درد دل هایش گوش دادم. موقع پیاده شدن گفتم: "مگر موبایل ندارید؟"جواب داد: "دارم"گفتم: "چرا یک آلارم روی گوشی نمی گذارید تا...
ادامه مطلب