
در جای دور افتاده ای کار می کردم که وسایط نقلیه عمومی، زیاد از برابر آن تردد نمی کردند.روی این حساب، با پایان ساعات اداری باید مدت ها منتظر می ماندم تا وسیله نقلیه عمومی "جا دار" از راه رسیده و مرا هم با خود ببرد!یکبار که مطابق معمول منتظر ماشین بودم یک تریلی از راه رسیده و چند قدم دورتر از من توقف کرد.اول فکر کردم که مشکلی پیدا کرده، اما با استماع بوق های ممتد راننده متوجه شدم که با من کار دارد.راننده تریلی مرا سوار کرده و نزدیک خود نشاند و تا مقصد رساند.به محض رسیدن به مقصد، چون اصلا احتمال ...
ادامه مطلب