خرید بک لینک

مرحوم طالقانی دارای دو عکس پر حرف و حدیث است.

در یکی از عکس ها طالقانی، که او را پدر طالقانی می گفتند، در حال کشیدن سیگار مشاهده می شود و در دومی او در مجلس شورای اسلامی و در حالی که در عوض صندلی روی زمین نشسته است به چشم می خورد.

دو عکس و حرف های گفته نشده!

در مورد عکس اولی چنین به نظر می رسد که انتقادها به این محور باشد که یک روحانی نباید در حال انجام یک عمل زشت به تصویر کشیده شود؛ زیرا این امر اعتماد به مقام شامخ روحانیت را خدشه دار می کند.

در مورد عکس دوم هم احتمالا مبحث ضربه زنی به وحدت روحانیت مطرح است و ممکن است مردم فکر کنند که اگر درست این است که در مجلس، اعضا روی زمین بنشینند؛ آن هایی که بر صندلی تکیه زده اند لابد کار درستی صورت نداده اند!

من در مورد این دو عکس نظر جامعا متفاوتی دارم: از نظر من عکس اول نشان می دهد که روحانی هم یک فرد عادی است و همانند او و شاید به قدر او می تواند دچار خطا و اشتباه شود.

در مورد هیتلر گفته شده که سیگار نمی کشید، لب به مشروب نمی زد و اهل عیاشی، به اندازه سیاستمداران بزرگ روزگار خود، نبود.

در مورد طالقانی هم می توانیم بگوییم که درست است خیر مطلق نبود؛ اما اگر از دو سه ایراد او صرف نظر کنیم انسان مفصل یا نسبتا دقیقی به شمار می رفت.

در اخلاق و رفتار نلسون ماندلایی او همین بس که در سال های بعد از انقلاب با دوستی قدم می زده که به یک "آشنا" برخورد می کند.

او با "آشنا" سرگرم چاق سلامتی و احوالپرسی می شود و وقتی از او دور می شود در جواب سوال "که بود؟" رفیق خود در کمال خونسردی "زندانبانم بود" را بر زبان می آورد!

شما این طرز برخورد را با زندانیانی مقایسه کنید که خود را خوب مطلق حساب کرده و از ته دل آرزو می کنند که از محبس رها شوند تا حساب همه بدهای جامعه را کف دستشان بگذارند و حق و حقوق همه خوب های عالم را از حلقوم آن ها بیرون بکشند!

در مورد تربیت فرزند هم همین بس که مرحومه اعظم طالقانی را جوری بار آورده بود که به تساوی حقوق زن و مرد معتقد و معترف باشد و طبق این اعتقاد در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری خود را کاندید نماید، و البته رد صلاحیت شود، تا عملا و علنا بگوید که زن ها را محق بر تن کردن ردای ریاست جمهوری می بیند.

در مورد "چگونگی حکمرانی" هم روایتی دارد که نمی دانم تا چه حد درست است:

او با نگرانی از پیروزی قریب الوقوع انقلاب سخن می گوید و اعتراف می کند که حکمرانی بلد نیست و هراس این را دارد که مردم از حکمرانی روحانیون ناراضی شوند و عیب و ایراد آن ها را به پای دین بنویسند و دین گریزی و دین ستیزی بیش از دین پذیری و دینداری انقاق بیفتد.

در مورد عکس دوم هم لابد طالقانی چیزهایی می دید که ما نمی دیدیم.

درست است که طالقانی به سیگار بسنده کرد و از آن بالاتر نرفت؛ اما احتمالا می دانست آن روحانی که تا دیروز روی زمین سرد و یخ زده می نشست و مزه صندلی نشینی و گرمای آن را زیر زبان و جای دیگر حس نکرده بود اگر نشستن روی صندلی گرم و نرم مجلس را تجربه کند هرگز چنین لذتی را رها نخواهد کرد!

او دیگر در محیط امن خانه و خانواده هم روی زمین نخواهد نشست و اعضای خانواده محترم را هم از مزایای روی مبل نشینی و روی صندلی راحت نشینی با نصیب و آگاه خواهد ساخت.

می شود شما توی محل کار و در منزل روی صندلی راحت بنشینی و وسیله ایاب و ذهاب تو وسایط نقلیه عمومی باشد؟

روی این حساب است که اتومبیل نماینده مجلس هم باید صندلی های راحتی که قابل قیاس با صندلی های محل کار و منزل باشند داشته باشد و با دیگر وسایل اولیه و ضروری زندگی جور در بیاید!

اما بعدش چه؟ بعد که احیانا مردم به کسی دیگر رای داده و محل کار نماینده مجلس، مجلس نبود چه می شود؟

نماینده مجلس باید از دوران مجلس نشینی نهایت استفاده را ببرد و شرایطی فراهم کند که در صورت رای نیاوری هم بتواند در جایی که صندلی های راحت داشته باشد کار کند!

دیدگاه طالقانی را خیلی ها دارند؛ آن هایی که وقتی در میهمانی و ضیافت با اصرار صاحبخانه که می خواهد آن ها را به زور از دم در بلند کرده و در جاهای بالا بنشاند مواجه می شوند جای خود را محکم چسبیده و با تحکم "همینجا راحتم" می گویند!

برچسب: نویسنده: حدیث حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 11:08

صفحه بندی